ای مردم، همانا الله پاک است و جز پاکیزه نمیپذیرد و الله مؤمنان را به آنچه امر نموده که پیامبران را امر کرد
یکی از مواردی که مردم از سخنان پیامبران گذشته به خاطر سپرده و دریافتند این است که: چون حیا نداشتی، هرچه میخواهی انجام بده
در مورد اسلام سخنی به من بگو که از کسی جز تو در مورد آن نپرسم. فرمود: «قُلْ: آمَنْتُ بِاللهِ، ثُمَّ اسْتَقِمْ»: «بگو: به الله ایمان آوردم، سپس استقامت کن
طهارت، نیمهی ایمان است؛ و «الحمدُ لله» ترازوی اعمال را پر میکند؛ و «سبحان الله» و «الحمد لله» میان آسمان و زمین را پر میکنند ـ یا فرمود: پر میکند
چهار [خصلت] است که اگر در کسی باشد منافقی خالص است و هرکس خصلتی از آن در وی باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا آنکه ترکش کند: چون سخن گوید دروغ گوید و چون پیمان ببندد پیمان شکند و چون وعده دهد خلاف وعده کند و چون دشمنی کند از حد به در رود و حق کشی کند
اگر شما بر خداوند آنگونه که شایسته توکل بر اوست توکل میکردید، بیتردید همانگونه که پرندگان را روزی میدهد، شما را نیز روزی میداد؛ [پرندگان] صبحگاهان گرسنه بیرون میروند و شامگاهان سیر بازمیگردند
نیکی: خوشخویی است، و گناه آن است که در دلَت احساس ناراحتی کنی و کراهت داشته باشی که مردم بر آن آگاه شوند
کسی که جهت تامین و رسیدگی به بیوهزن و بینوا تلاش میکند مانند مجاهد در راه الله یا کسی است که شب را به عبادت میایستد و روز را روزه میگیرد
من بینیازترین شریکان از شرک هستم؛ هرکس عملی را انجام دهد که در آن دیگری را با من شریک سازد، او و شرکش را رها میکنم
خانههای خود را قبرستان نسازید و قبر مرا عید (محل تجمع منظم جهت نماز و دعا و سایر عبادات) قرار ندهید و بر من صلوات بفرستید زیرا صلوات شما هرجا که باشید به من میرسد
هرکس درحالی به دیدار الله برود که چیزی را با او شریک نیاورده باشد، وارد بهشت میشود و کسی که به دیدار او برود درحالیکه به او شرک آورده، وارد دوزخ میشود
هرکس برای من آنچه بین فکها و پاهایش هست [یعنی دهان و شرمگاه] را تضمین کند [که با آن دو مرتکب گناه نمیشود] بهشت را برای او تضمین میکنم
نمازهای پنجگانه و جمعه تا جمعه و رمضان تا رمضان، پاک کنندهٔ [گناهان] بین آنهاست، اگر از گناهان کبیره دوری شود
هيچ رنج، بيماری، نگرانی، ناراحتی، آزار و غم و اندوهی به مسلمان نمیرسد، حتی خاری که در پايش فرو میرود، مگر اينکه الله متعال [مقداری] از گناهانش را به سبب آن نادیده میگیرد
حق مسلمان بر مسلمان پنج چیز است: پاسخ دادن سلام و عیادت بیمار، دنبال کردن جنازهها و پذیرفتن دعوت و تشمیت کسی که عطسه زده است» (تشمیت: گفتن یَرحَمُكَ الله در پاسخ به الحمدلله گفتن کسی که عطسه زده است)
مردی بود که به مردم قرض میداد و به کارگزارش میگفت: اگر [برای پس گرفتن بدهی] نزد دستتنگی رفتی از او درگذر، باشد که الله از ما درگذرد
هرجا که بودی تقوای الهی را داشته باش و پس از هر بدی، نيکی کن تا آن بدی را از ميان ببرد و با مردم با اخلاق نيکو رفتار کن
اگر شما چنانکه شایستهٔ توکل است به الله توکل میکردید، بیشک همانند پرنده روزی داده میشدید که با شکم خالی صبح [از خانه] بیرون میرود و با شکم پر بازمیگردد
دادگران در روز قیامت بر منبرهایی از نور در سمت راست (الله) رحمان عزوجل قرار دارند؛ و هردو دست او راست است
آیا میدانید که غیبت چیست؟» گفتند: الله و رسولش آگاهترند. فرمود: «ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ»: «یاد کردن از برادرت بگونهای که دوست ندارد
توانمند و قوی آن نيست كه نيرومندان را بر زمين بيفكند؛ بلكه توانمند و قوی كسى است كه در هنگام خشم خود را كنترل كند
براى مسلمان جایز نيست كه بيش از سه شب با برادر مسلمانش قهر كند، [چنانكه وقتی] به همديگر میرسند، اين روى بر گرداند و او روى برگرداند؛ و بهترین آنان كسى است كه آغازگر سلام گفتن باشد
محبوبترین سخن نزد الله چهار سخن است: «سبحان الله، والحمدلله، ولا اله الا الله، والله اکبر» اینکه با کدام شروع کنی، زیانی به تو نمیرساند
از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ بیشترین چیزی که مردم را وارد بهشت میکند پرسیده شد؛ ایشان فرمودند: «تقوای الله و اخلاق نیک
صداقت و راستی پیشه کنید که صدق و راستی به سوی نیکوکاری هدایت میکند و نیکوکاری به سوی بهشت؛ و همچنان شخص راست میگوید و راستی میجوید تا آنکه نزد الله به عنوان صِدّیق نوشته میشود؛ و از دروغ دوری کنید که دروغ به سوی فسق و فجور هدایت میکند و فسق و فجور به سوی دوزخ؛ و همچنان شخص دروغ میگوید و در پی دروغ میافتد تا آنکه نزد الله به عنوان کَذّاب نوشته میشود
هرکس در روز صد بار «سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ» بگوید، گناهانش پاک میشود، اگرچه مانند كف دريا باشد
هركس ده بار بگوید: لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
کاملترین مؤمنان از نظر ایمان، خوش اخلاقترین آنان هستند و بهترین شما، بهترینِ شما برای زنانشان هستند
همانا نرمى و لطافت در هر چيزى كه باشد به زیبایی و ارزش آن مىافزاید و از هر چيزی گرفته شود آن را زشت و معیوب میسازد
الله از بندهاى كه چیزی بخورد و به خاطر آن الحمدلله بگويد، يا نوشيدنى بنوشد، و به خاطر آن الحمدلله بگويد، خشنود مىشود
هركس در مكانى اتراق نموده و بگوید: أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (پناه میبرم به کلمات کامل الله از شر آنچه آفریده است)، تا زمانى كه در آن مكان اتراق دارد، هيچ چيزى به او زيان نمىرساند
اینکه بگویم: «سُبْحَانَ اللهِ، وَالْحَمْدُ لِلهِ، وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَاللهُ أَكْبَرُ» برایم از هرچه خورشید بر آن طلوع کرده محبوبتر است
هرکس حرفى از كتاب الله را بخواند، براى او به سبب آن يک نیکی خواهد بود؛ و هر نیکی با ده برابر آن پاداش داده میشود
كسانى كه مهربان هستند، الله مهربان به آنان رحم خواهد كرد؛ به اهل زمين رحم كنيد، آنكه در آسمان است به شما رحم خواهد کرد
کسی نیست که صادقانه از صمیم دل شهادت دهد که معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است، مگر آنکه الله او را بر آتش دوزخ حرام میسازد
چون کسی از شما غذا خورد باید با دست راستش بخورد و اگر نوشید باید با دست راستش بنوشد، زیرا شیطان با دست چپش میخورد و با دست چپش مینوشد
پاکی [به وسیلهی وضو و غسل] نصف ایمان است و الحمدلله ترازو را پر میکند و سبحان الله والحمدلله ما بین آسمانها و زمین را پر میکنند
حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد
هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک نیاورده، وارد بهشت میشود؛ و هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک آورده، وارد دوزخ میشود
در مورد اسلام سخنی به من بگو که از کسی جز تو در مورد آن نپرسم. فرمود: «قُلْ: آمَنْتُ بِاللهِ، ثُمَّ اسْتَقِمْ»: «بگو: به الله ایمان آوردم، سپس استقامت کن
شما را به تقوای الله و گوش سپردن و اطاعت کردن امر میکنم حتی اگر [امیرتان] بردهای حبشی بود؛ و پس از من اختلافی شدید خواهید دید، پس بر شما لازم است که به سنت من و سنت خلفای راشدین هدایتشده پایبند باشید
هرگاه مؤذن بگوید: اللهُ أَكْبَرُ اللهُ أَكْبَرُ؛ و یکی از شما [در پاسخش] بگوید: اللهُ أَكْبَرُ اللهُ أَكْبَرُ
ابریشم و دیبا نپوشید و در ظروف طلا و نقره ننوشید و در ظرفهای آن غذا نخورید، زیرا اینها در دنیا برای آنها [یعنی کافران] است و در آخرت برای ما
من از روی اتهام و بدگمانی نسبت به شما قسمتان ندادم، بلکه جبرئیل نزد من آمد و به من خبر داد که الله عزوجل با شما به ملائکه مباهات میکند
این دو عذاب داده میشوند، آن هم به خاطر گناهانی كه [در نظر شما] بزرگ نیستند؛ یکی از آن دو از ادرار خود پرهیز نمیکرد و دیگری سخنچینی میکرد
یا رسول الله، آيا در حالت جنابت می توانيم بخوابيم؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «نَعَمْ إِذَا تَوَضَّأَ أَحَدُكُمْ فَلْيَرْقُدْ»: «بله، اگر وضو بگيريد می توانيد بخوابيد».
هرگاه یکی از شما وضو گرفت، پس آب در بینی کند سپس آن را با فشار بیرون بریزد؛ و هرکس استجمار کرد (پس از قضای حاجت با چیزی غیر از آب محل نجاست را تمیز کرد) پس به تعداد فرد انجامش دهد
هرگاه مرد وارد خانهاش شود و الله را هنگام وارد شدن و هنگام غذا خوردن یاد کند، شیطان (به همراهانش) میگوید: امشب در اینجا نه برای شما جای خواب است و نه غذا
همانا دنیا شیرین و سرسبز (دلربا) است و الله شما را در آن جانشین یکدیگر قرار داده است؛ و نظارهگر این است که چگونه عمل خواهید کرد؛ پس از دنیا و از زنان پروا دارید
هیچیک از شما به هنگام ادرار، با دست راستش آلت تناسلی خود را نگيرد و با آن استنجا نکند. همچنين هنگام آب خوردن، در ظرف آب تنفس نکند
مردی از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهی قیامت پرسید و گفت: قیامت چه زمانی است؟ فرمود: «وَمَاذَا أَعْدَدْتَ لَهَا»: «برایش چه آماده کردهای؟
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ این دعا را زیاد میخواند: «يَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ»: «ای دگرگونکنندهی دلها، قلب مرا بر دین خود استوار بگردان
زن و مرد مؤمن همواره در جان و مال و فرزندش مورد آزمايش قرار میگيرد تا آنکه الله متعال را در حالی ملاقات میکنند که هيچ خطا و گناهی بر آنها نيست
الله متعال می فرمايد: هرگاه يکی از عزيزانِ بنده ی مؤمنم را در دنيا از او بگيرم و او به اميد اجر و ثواب صبر کند، نزد من پاداشی جز بهشت ندارد.
بر ضدّ خود، فرزندان و اموال تان دعا نکنيد؛ مبادا بددعاييِ شما با لحظه ی اجابت دعا از سوی الله همزمان گردد و آنگاه دعای تان پذيرفته شود.
بهترين ديناری كه مرد آن را انفاق میکند، ديناری است که براى افراد تحت سرپرستيش انفاق میکند و ديناری که براى حیوان خود در راه الله انفاق میکند؛ و ديناری که براى دوستانش در راه الله هزینه میکند
إِذَا رَأَى أَحَدُكُمُ الرُّؤْيَا يُحِبُّهَا فَإِنَّهَا مِنَ اللَّهِ، فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَيْهَا وَلْيُحَدِّثْ بِهَا، وَإِذَا رَأَى غَيْرَ ذَلِكَ مِمَّا يَكْرَهُ، فَإِنَّمَا هِيَ مِنَ الشَّيْطَانِ، فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ شَرِّهَا، وَلاَ يَذْكُرْهَا لِأَحَدٍ، فَإِنَّهَا لَنْ تَضُرَّهُ»: «هرگاه یکی از شما رؤیایی دید که دوستش داشت، از سوی الله است؛ پس باید برای آن خداوند را حمد و ستایش گوید و آن را تعریف کند، اما اگر رویایی جز این دید که نمیپسندید، آن از سوی شیطان است؛ پس باید از شر آن به الله پناه برد و برای کسی تعریفش نکند که [در این صورت] به او زیانی نخواهد رساند
هرگاه رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ عطسه میکرد دستش یا لباسش را روی دهانش قرار میداد و با آن صدای عطسه را کاهش میداد
آیا از چیزی به شما خبر ندهم که بیش از مسیح دجال در مورد آن بر شما می ترسم؟ گفتند: بله ای رسول خدا؛ فرمود: شرک پنهان؛ اینکه مردی برخاسته و به نماز می ایستد و چون متوجه نگاه دیگری می شود، نمازش را آراسته می کند.
روز قيامت مردی را میآورند و در دوزخ میاندازند که رودههايش پاره میشود و او مانند الاغی که به دور آسياب میچرخد، پيرامون آن میگردد
قبر مرا به محلی برای رفت و آمد در زمانی مخصوص به شیوه ای مخصوص تبدیل نکنید و خانه های تان را به قبرستان تبديل نكنيد و بر من درود بفرستيد؛ زيرا هر جا باشید، درودتان را به من می رسانند.
مَنْ عَالَ جَارِيَتَيْنِ حَتَّى تَبْلُغَا جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنَا وَهُوَ» وَضَمَّ أَصَابِعَهُ: «هرکس دو دختر را پرورش دهد تا آنکه بالغ شوند، روز قیامت درحالی میآید که من و او [چنین هستیم]» و دو انگشتش را به هم چسباند
به بهشت وارد نمیشوید تا آنکه ایمان بیاورید، و ایمان نمیآورید تا آنکه همدیگر را دوست بدارید؛ آیا شما را به چیزی راهنمایی نکنم که اگر انجامش دهید، میان شما محبت رخ دهد؟ سلام را میان خود منتشر کنید
کدام عمل نزد الله محبوبتر است؟ فرمود: «الصَّلاَةُ عَلَى وَقْتِهَا»: «نماز به وقت آن». پرسیدم: سپس چه چیزی؟ فرمود: «ثُمَّ بِرُّ الوَالِدَيْنِ»: «سپس نیکی به والدین». گفتم: سپس چه؟ فرمود: «الجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»: «جهاد در راه الله
این سنگی بود که از هفتاد سال پیش در دوزخ انداخته شده بود و همچنان در دوزخ فرود میآمد تا آنکه [اکنون] به قعر آن رسید
مردی نزد رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ با دست چپش خورد، پس [پیامبر] به ایشان فرمود: «كُلْ بِيَمِينِكَ»: «با دست راستت بخور» او گفت: نمیتوانم. ایشان فرمود: «لَا اسْتَطَعْتَ»: «نتوانی
طِیَره (شوم انگاری) شرک است، طیره شرک است، طیره شرک است - و این را سه بار تکرار کردند -». و این چیزی است که ناگزیر در دل ما میافتد، اما الله عزوجل با توکل آن را از بین میبرد
نزد سعيد بن جبير بودم که گفت: چه کسی از شما ستاره ای را دید که ديشب سقوط کرد؟ گفتم: من. سپس گفتم: من مشغول نماز خواندن نبودم بلکه عقربی مرا نيش زده بود.
نه سرایت بیماری [اصالتی دارد] و نه بدشگونی و نه هامه و صفر؛ و از جذامی چنان فرار کن که از شیر فرار میکنی
چه کسی به نام من سوگند ياد می کند که من فلانی را نمی بخشم؟ حال آنکه من او را بخشيدم و عمل تو را باطل و تباه گردانيدم.
هر انسانی که به ناحق و مظلومانه کشته شود، نخستين فرزند آدم، در گناه قتلش شريک است؛ زيرا او نخستين کسی بود که قتل و خونريزی را بنا نهاد.
آيا نمی دانی که اسلام گناهانِ پيش از خود را نابود می کند و هجرت گناهانِ قبل از خود را از ميان می برد و حج نيز گناهان گذشته را نابود می گرداند؟
بنده با بی فکری و بی توجه به اينکه سخنش درست است يا خير، سخنی بر زبان می آورد که به موجب آن از مسافتی بيش از فاصله ی ميان مشرق و مغرب در آتش دوزخ می افتد.
هرکس هنگام بيرون آمدن از خانه اش بگويد: (بِسمِ اللهِ، تَوَکلْتُ عَلَى اللهِ، وَ لَا حَولَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله): «به نام الله، بر الله توکل کردم و هيچ قدرت و توانايی جز از طرف او نيست). به او گفته می شود: برای تو کافی است، هدايت و کفايت و محافظت شده ای و شيطان از او فاصله می گيرد.
تقوای الله پروردگارتان را پیشه سازید و نمازهای پنجگانهٔ خود را ادا کنید و ماه [رمضان] خود را روزه بگیرید و زکات اموالتان را بدهید و از ولی امر خود اطاعت کنید تا به بهشت پروردگارتان وارد شوید
هرگاه کسی از شما با برادرش دیدار کرد، باید به او سلام گوید، پس اگر درخت یا دیوار یا سنگی میان آنها فاصله انداخت، سپس دوباره او را دید، باید دوباره به او سلام گوید
آيا شما را از بهترين اعمالتان و پاکترين آنها نزد فرمانروایتان (پروردگار متعال) و مؤثرترين آنها در بالا بردن درجاتتان آگاه نسازم
من سخنی را میدانم که اگر آن را بگوید، این حالتش برطرف میشود؛ اگر بگوید: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، این حالتش برطرف میشود
رؤیای نیک از جانب الله است و خواب بد از سوی شیطان؛ پس چنانچه یکی از شما خوابی دید که او را به ترس انداخت باید سه بار به سمت چپ خود [بهطور خفیف] آب دهان بیندازد و از شر آن به الله پناه ببرد که در این صورت به او زیانی نخواهد رساند
گفتم: یا رسول الله، [راه] نجات چیست؟ فرمود: «امْلِكْ عَلَيْكَ لِسَانَكَ، وَلْيَسَعْكَ بَيْتُكَ، وَابْكِ عَلَى خَطِيئَتِكَ»: «زبانت را نگهدار و [خلوت و عبادت در] خانهات را بر خود لازم بگير و بر گناهت گریه کن
در بهشت صد درجه وجود دارد که الله متعال آن را برای مجاهدانِ راه خود مهیا کرده است و فاصله ی هر درجه با درجه ی ديگر، به اندازه ی فاصله ی بين زمين و آسمان می باشد.
من مطابق گمانی که بندهام نسبت به من دارد، با او رفتار میکنم و همراه او هستم، آنگاه که مرا یاد میکند
مرا به کاری راهنمایی کن که چون انجامش دهم، به بهشت داخل شوم. فرمود: «تَعْبُدُ اللَّهَ لاَ تُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا، وَتُقِيمُ الصَّلاَةَ المَكْتُوبَةَ، وَتُؤَدِّي الزَّكَاةَ المَفْرُوضَةَ، وَتَصُومُ رَمَضَانَ»: «الله را عبادت کن و چیزی را با او شریک نکن و نماز فرض را ادا کن و زکات فرض را بپرداز و رمضان را روزه بگیر
بینیاش به خاک مالیده باد، سپس بینیاش به خاک مالیده باد، سپس بینیاش به خاک مالیده باد». گفتند: چه کسی ای رسول خدا؟ فرمود: «مَنْ أَدْرَكَ أَبَوَيْهِ عِنْدَ الْكِبَرِ، أَحَدَهُمَا أَوْ كِلَيْهِمَا فَلَمْ يَدْخُلِ الْجَنَّةَ»: «آنکه والدینش یا یکی از آن دو را به هنگام پیری درک کند، سپس [به سبب نیکی به آنان] بهشتی نشود
هريک از شما شب هنگام که میخوابد، شيطان سه گره بر پُشت سرِ او میزند و هنگامِ بستنِ هر گرهی [در گوش او میگويد] شبی دراز در پيش داری؛ پس بخواب
آتش دوزخ دو چشم را لمس نمی کند: چشمی که از خوف و خشيت الله بگريد؛ و چشمی که برای نگهبانی در راه الله بيدار بماند.
لَا يَسْتُرُ عَبْدٌ عَبْدًا فِي الدُّنْيَا إِلَّا سَتَرَهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»: «هیچ بندهای، (عیب) بندهٔ دیگری را در دنیا نمیپوشاند مگر آنکه الله (عیب) او را در روز قیامت خواهد پوشاند
لَا يَمُوتَنَّ أَحَدُكُمْ إِلَّا وَهُوَ يُحْسِنُ بِاللهِ الظَّنَّ»: «هیچیک از شما نمیرد مگر آنکه نسبت به الله گمان نیک داشته باشد
شب اسرا ابراهیم را ملاقات کردم که گفت: ای محمد، سلام مرا به امت خود برسان و به آنان خبر بده که خاک بهشت نیکوست و آبش گواراست
اگر به اندازه ی کوه احد طلا داشته باشم، این باعث خوشحالی من خواهد بود که سه شب بر من نگذرد مگر اینکه چيزی از آن نزدم باقی نماند جز آنچه برای پرداخت بدهی نگه می دارم.
اگر چنان باشی که میگویی، چنان است که گویا به آنان خاکستر داغ میخورانی و همواره از سوی الله یاوری با تو علیه آنان است، مادامی که چنین باشی
دنيا در برابر آخرت به مانند اين است که يکی از شما انگشتش را در آبِ دريا فروبَرَد و آنگاه بنگرد انگشتش با چه مقدار از آب دريا بازمی گردد.
مَا مِنْ قَوْمٍ يَقُومُونَ مِنْ مَجْلِسٍ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ فِيهِ إِلَّا قَامُوا عَنْ مِثْلِ جِيفَةِ حِمَارٍ، وَكَانَ لَهُمْ حَسْرَةً»: «هیچ گروهی نیست که از مجلسی برخيزند که در آن الله متعال را ياد نکردهاند، مگر اینکه گويا از کنار لاشهٔ الاغی مُرده برخاستهاند و [آن مجلس] برای آنان مايهٔ افسوس و حسرت خواهد بود
دوست ندارم به اندازه ی کوه احد طلا داشته باشم و سه روز بر من بگذرد و ديناری از آن نزدِ من باقی بماند، جز مقداری که برای پرداخت بدهی نگه می دارم؛ مگر اينکه بگويم آن را در ميان بندگان الله، چنين و چنان و چنان تقسيم کنند.
ای رسول خدا، چه کسی بيش از همه ی مردم به خوش رفتاری من سزاوارتر است؟ فرمود: «مادرت، سپس مادرت، سپس مادرت و آنگاه به پدرت نيکی کن و به همين ترتيب به هرکس که به تو نزديک تر است».
هرکس يك جفت از يك چيز (مانند دو درهم يا دو اسب يا دو شتر و امثالِ آن) انفاق کند، از دروازه های بهشت ندا داده می شود: ای بنده ی الله، اين نتيجه ی کار خير است. هرکس اهل نماز باشد، از دروازه ی نماز و هرکس اهل صدقه باشد، از دروازه ی صدقه و هرکس اهل جهاد باشد، از دروازه ی جهاد فرا خوانده می شود.
هرکس مرا در خواب ببيند، در بيداری نيز مرا خواهد ديد - يا گويا مرا در بيداری ديده است؛ - شيطان نمی تواند خودش را شبيهِ من کند.
همانا آسانترین عذاب در میان اهل آتش از آنِ کسی است که دو کفش و دو بند کفش از آتش دارد، که از [حرارت] آن دو، مغزش چنان به جوش میآید که دیگ به جوش میآید. [او] چنان میپندارد که هیچکس عذابی شدیدتر از او ندارد، در حالی که بیتردید او آسانترین عذاب را دارد
سه چيز مُرده را همراهی می کند: خانواده، مال و عمل او. دو تا از آنها بازمی گردند و يکی با او می ماند: خانواده و مالش برمی گردند و عملش با او می ماند.
الله رحمت را به صد قسمت تقسيم کرده است؛ نود و نُه بخش آن را نزد خود نگه داشته و يک بخش را به زمين فرستاده است و به خاطر همين يک بخش است که مخلوقات با يکديگر مهربان هستند (به هم رحم می کنند)؛ به گونه ای که جانور، سُم خود را بالا می گيرد تا مبادا به بچه اش آسيبی برسد.
نیکی، خوشاخلاقی است و گناه، آن چیزی است که در سینهات تردید ایجاد میکند (و دلت را ناآرام میسازد) و خوش نداری که مردم از آن آگاه شوند
به راستی که شادمانی الله از توبه ی بنده اش، بيشتر از شادی يکی از شماست که شتر گمشده اش را در بيابان می يابد.
ای مردم، همانا الله پاک است و جز پاکیزه نمیپذیرد و الله مؤمنان را به آنچه امر نموده که پیامبران را امر کرد
الله عزوجل دستش را در شب باز میکند تا گنهکار روز توبه نماید؛ و دستش را در روز باز میکند تا گنهکار شب توبه کند؛ تا اینکه خورشید از مغرب طلوع نماید
مردی از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد روزه گرفتن در سفر سوال می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم پاسخ می دهد: «اگر خواستی روزه بگير و اگر نخواستی نگير».
یکی از مواردی که مردم از سخنان پیامبران گذشته به خاطر سپرده و دریافتند این است که: چون حیا نداشتی، هرچه میخواهی انجام بده
آيا به شما از کسی خبر بدهم که بر آتش دوزخ حرام است يا از کسی که آتش دوزخ بر او حرام می باشد؟ آتش دوزخ بر هر مسلمانِ خوش برخورد، باوقار، نرم خو و آسان گير حرام است.
رسول الله صلى الله عليه وسلم هيچگاه از هيچ غذايی ايراد نگرفت؛ اگر موردِ علاقه اش بود، می خورد و اگر دوست نداشت، آن را ترک می کرد و نمی خورد.
و هرکس با حاکمی بيعت کرد و با دست و دلِ خويش با او پيمان بست، بايد هرچه می تواند از او اطاعت کند و اگر کسی بر سرِ قدرت با حاکم نزاع کرد، گردنش را بزنيد.
آغازگر سلام کردن به یهودیان و نصرانیان نشوید و اگر در راه با یکی از آنان روبرو شدید، ناگزيرش کنيد که به تنگترين قسمتِ راه برود
هريک از شما هنگام پوشيدن کفش، از پایِ راست شروع کند و هنگامِ درآوردن کفش، از پای چپ آغاز نمايد؛ پای راست در پوشيدنِ کفش اول باشد و در بيرون آوردن آخِر.
«يکی از گناهان کبيره اين است که شخصی به پدر و مادرش دشنام دهد». گفته شد: ای رسول خدا، آیا کسی به پدر و مادرش دشنام می دهد؟ فرمود: «بله؛ به پدر کسی دشنام می دهد و او نيز در مقابل به پدرش دشنام می دهد، به مادر کسی دشنام می دهد و او در مقابل به مادرش دشنام می دهد».
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نزد ما آمد که گفتیم: یا رسول الله، دانستیم که چگونه بر شما سلام بگوییم، پس چگونه بر شما درود بفرستیم؟
آیا به تو از محبوب ترین کلام نزد الله خبر ندهم؟ محبوب ترین کلام نزد الله " سبحان اللهِ وبحمدِهِ" می باشد.
هرکس غذایی را بخورد و سپس بگوید: الحَمْدُ للهِ الَّذِي أَطْعَمَنِي هَذَا وَرَزَقَنِيهِ مِنْ غَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَلَا قُوَّةٍ (ستایش از آن الله است که این [غذا] را به من خوراند و آن را بدون توان و قدرتی از سوی خودم به من روزی داد) گناهان گذشتهاش آمرزیده میشود
هرکس ترس و نگرانی داشته باشد، ابتدای شب حرکتش را آغاز می کند و کسی که ابتدای شب حرکت کند، به مقصد می رسد. آگاه باشيد که کالای الله، ارزنده و گران بهاست؛ آگاه باشيد که کالای الله بهشت است.
هرکس با نيزه از مساجد يا بازارهای ما می گذرد، بايد نوک آن را با دستش بگيرد تا مبادا به يکی از مسلمانان برخورد کند و آسيبی به او برساند.
آتش برخی از دوزخيان را تا دو قوزک پاهای شان فرا می گيرد و عده ای را تا زانوهای شان و گروهی را تا کمرهای شان و برخی را تا شانه های شان.
سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، اگر گناه نمی کرديد، الله شما را از ميان برمی داشت و کسانی را به جای شما می آورد که گناه کنند و از الله متعال آمرزش بخواهند و او نيز آنها را ببخشد.
ای فرزند آدم، تا وقتی که مرا بخوانی و به من اميدوار باشی، همهٔ گناهانی که از تو صادر شده میبخشم و [به گناهانت] اهميت نمیدهم
روز قيامت درحالی دوزخ آورده می شود که هفتادهزار افسار دارد و با هر افساری، هفتادهزار مَلَک هستند که آن را می کِشند.
بارالها اشتباهاتم و آنچه از روی جهل انجام میدهم و زيادهرویام در همهٔ کارهایم و آنچه را تو بهتر از من میدانی، بيامرز؛ بارالها گناهانم را بیامرز؛ و آنچه به عمد و از روی جهل و در حالی شوخی از من سر میزند، ببخشای؛ و خود معترفم که همهٔ اين گناهان در من وجود دارد. بارالها گناهان گذشته و آیندهام و آنچه را پنهان کردهام و آشکار ساختهام بیامرز، تویی که [برخی از بندگان را برای طاعات توفیق میدهی و] پیش میاندازی و تویی که [برخی دیگر را با رها کردنشان] به تاخیر میاندازی و تو بر هر چیزی توانا هستی
بار الها، همهٔ خیر و خوبیها را از تو خواهانم، خوبیهای حال و آینده را؛ آنهایی که دانستم و آنهایی را که ندانستم؛ و از همهٔ شر و بدیهای حال و آینده به تو پناه میجویم، آنهایی که دانستم و آنهایی را که ندانستم
بارالها، من از زوال نعمت تو و دگرگونی عافیتی که عطا کردهای و از خشم [و عذاب] ناگهانیات و از همهٔ [انواع] خشمت به تو پناه میبرم
بارالها، با [یاری و حول و قوه و نعمت تو] شب را به صبح رساندیم و با تو صبح را به شب رساندیم و با [نام] تو زندگی میکنیم و با [نام] تو میمیریم و رستاخیز [ما] به سوی توست
«حال که چنين است، پس حقّ راه را رعايت کنيد». پرسيدند: حقّ راه چيست؟ فرمود: «حفاظت چشم ها، اجتناب از اذيت و آزار ره گذران، دادن جواب سلام و امر به معروف و نهی از منکر».
بیشترین دعای پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ این بود که: «اللَّهُمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً، وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»: «بارالها، پروردگارا، ما را در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت [نیز] نیکی عطا کن و از عذاب آتش [دوزخ] محافظت نما
ای مردم، سلام گفتن را رواج دهيد و غذا بدهيد و پيوند خويشاوندی را به جای آوريد؛ و شب هنگام، درحالیکه مردم خوابيدهاند، نماز بگزارید تا به سلامتی (بدون هیچ رنجی) وارد بهشت شويد
الله متعال می فرماید: تا بنده ام ذکر و یاد مرا بر زبان دارد و لب هایش به این منظور تکان می خورد، من با او هستم.
از ظلم بترسید، زیرا ظلم تاریکیهایی در روز قیامت است؛ و از حرص و آز بترسید، زیرا حرص و آز کسانی را که پیش از شما بودند هلاک کرد؛
من برای کسی که خصومت و قيل و قال را ترک نمايد، خانه ای در کناره های بهشت ضمانت می کنم؛ هرچند حق با او باشد.
مردی از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسید که: کدام (ویژگی) اسلام بهتر است؟ فرمود: «تُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَتَقْرَأُ السَّلاَمَ عَلَى مَنْ عَرَفْتَ وَمَنْ لَمْ تَعْرِفْ»: «غذا بدهی و به کسی که میشناسی و نمیشناسی سلام کنی
از رسول الله صلى الله عليه وسلم سؤال شد: چه چيزی بيش از همه مردم را واردِ بهشت می کند؟ فرمود: «تقوای الهی و خوش خلقی». و پرسيده شد: چه چيزی بيش از همه مردم را وارد دوزخ می گرداند؟ فرمود: «دهان و شرمگاه».
هركس به اندازه ی يک خرما از کسب حلال و پاک صدقه دهد - و الله جز مال حلال و پاک را نمی پذيرد - الله متعال آن را به دست راست خود می گيرد و آن چنان برای صدقه دهنده پرورش می دهد که مثل کوه بزرگ می شود؛ همان طور که شما کره اسب خود را پرورش می دهيد.
هرگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم به رختخواب می رفت، در دستانش می دميد و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» را می خواند و دستان مبارکش را بر بدن خويش می کشيد.
حمد و ستايش ويژه ی الله است که ما را خوراک و آب داد و کفايت کرد و پناه مان داد؛ چه بسيار کسانی که نه کفايت کننده ای دارند و نه پناه دهنده ای.
سه نفر هستند که الله روز قيامت با آنها سخن نمی گويد، آنها را پاکيزه نمی گرداند و به آنها نظر رحمت نمی کند.
بارالها مرا هدایت کن و در مسیر راست و مستقیم قرار ده. و با ذکر هدایت، هدایت کسی را مد نظر داشته باشید که راه را (بدون انحراف) میپیماید و با ذکر مسیر راست و مستقیم، مسیر راست و مستقیمی را در نظر داشته باشید که تیر میپیماید
بدترين اسم ها نزد الله متعال، نام کسی است که خود را شاهنشاه ناميده باشد، درحالی که هيچ مالکی بجز الله وجود ندارد.
آيا به شما خبر دهم که "عَضْه" (=دروغ و بهتان) چيست؟ همان سخن چينی و ایجاد خصومت و دشمنی از این طریق در بین مردم است.
بنده ی دينار و درهم و خمیصه و خمیله (پارچه های نفيس) نابود باد. زيرا اگر به او عطا شود، خرسند می گردد و اگر عطا نشود، خشمگين و ناراحت می شود. (چنين شخصی) هلاك و سرنگون باد (تا جايی كه) اگر خاری به پايش خلد، كسی پيدا نشود آن را در آورد.
رسول الله صلى الله عليه وسلم به عيادتِ باديه نشينی رفت و چون به عيادت کسی می رفت، می فرمود: «مشکلی نيست؛ ان شاءالله که اين بيماری پاک کننده (ی گناهان) است».
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمود: «یا الله، من از پیسی و جنون و جذام و بیماری های بد و ناگوار به تو پناه می آورم».
آیا شما را به چیزی بهتر از آنچه خواستید راهنمایی نکنم؟ هرگاه به رختخواب رفتید سی و سه بار تسبیح بگویید و سی و سه بار حمد بگویید و سی و چهار بار تکبیر بگویید که این برایتان از خدمتکار بهتر است
هرکس سه بار بگويد: «بِسْمِ اللهِ الَّذِي لا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ في الأرْضِ وَلا في السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِيعُ العَلِيمُ» (به نام الله که همراه با نام او چیزی در آسمان و زمین زیان نمیرساند و اوست شنوای دانا) تا صبح هيچ بلای ناگهانی متوجه او نمیشود
مردی گفت: ای رسول خدا، شخصی از ما با برادر يا دوستش ديدار می کند؛ آيا می تواند برای او خم شود؟ فرمود: «خير». پرسيد: آيا می تواند او را به آغوش بگيرد و ببوسد؟ فرمود: «خير». گفت: آيا می تواند دستش را بگيرد و با او مصافحه کند؟ فرمود: «بله».
بگو: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، اللهُ أَكْبَرُ كَبِيرًا، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ كَثِيرًا، سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» (معبود به حقی نیست جز الله که یگانه و بیشریک است، الله بزرگتر است و ستایش بسیار او را میگویم، ستایش مخصوص الله، پروردگار جهانیان است، نیرو و توانی نیست مگر از سوی اللهِ عزیزِ حکیم)
گفتم: ای رسول خدا، دعايی به من بیاموزید؛ فرمود: «بگو: يا الله، من از شرّ گوش، چشم، زبان و قلب خويش و نيز از شرّ شرمگاهم به تو پناه می برم».
اذکاری در پی هر نماز فرض است که گویندهاش - یا انجام دهندهاش – زیان نمیبیند (و از پاداش محروم نمیگردد): سی و سه بار تسبیح گفتن و سی و سه بار حمد گفتن و سی و چهار بار تکبیر گفتن
هرکس از او درباره ی دانشی پرسيده شود و او - دانسته، پاسخِ - آن را پنهان کند، روز قيامت با افساری آتشين به لگام کشيده می شود.
هرکس سوگند یاد کرد و در سوگندش گفت: قسم به لات و عُزّیٰ، باید بگوید: لا اله الا الله؛ و هرکس به دوستش بگوید: بیا تا قمار کنیم، باید صدقه دهد
وقتی بنده چيزی - يا کسی - را لعنت می کند، نفرينش به آسمان بالا می رود و دروازه های آسمان بر آن بسته می شود؛ آنگاه به زمين می آيد و درهای زمين هم بر آن بسته می گردد؛ سپس به چپ و راست می رود و چون راهی نمی يابد، به کسی که لعنت شده بازمی گردد، اگر سزاوارش باشد؛ وگرنه لعنت به گوينده اش برمی گردد.
(روز قیامت) در وسط جهنم پلی را نصب می کنند که بر آن خارهایی چون خارهای سعدان است، سپس به مردم دستور می دهند تا از آن عبور کنند، برخی به سلامتی عبور می کنند و نجات می یابند؛ برخی زخمی می شوند اما در نهایت نجات می یابند، برخی نیز گرفتار شده و در جهنم واژگون می شوند.
هرگاه پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ وارد مسجد میشد میفرمود: «أعوذُ باللهِ العَظيمِ، وبوَجهِه الكريمِ، وسُلطانِه القديمِ، مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ»: «پناه میبرم به الله بزرگ و ذات بخشنده و سخاوتمندش و قدرت ازلی و ابدیاش از شر شيطان رانده شده
الله می فرمايد: هرگاه بنده ام نيت انجام کار بدی نمود تا زمانی که مرتكب آن نشده است، برايش ننويسيد. و اگر مرتكب آن شد، فقط يک بدی برايش بنويسيد. و اگر آن را بخاطر من ترک کرد، برايش يک نيکی ثبت کنيد.
منادی ندا میدهد: نعمت صحت و سلامتی برای شما خواهد بود و هیچگاه بیمار نمیشوید؛ نعمت زندگی و حیات جاودان برای شما خواهد بود و هیچگاه نمیمیرید؛ و نعمت جوانی همیشگی برایتان خواهد بود و هرگز پیر نمیشوید؛ و ناز و نعمت برای شما خواهد بود و هرگز طعم درد و رنج را نخواهید چشید
الله متعال خطاب به بهشتيان میفرمايد: ای بهشتيان؟ آنان میگويند: گوش به فرمانیم ای پروردگار ما، آمادهی خدمتيم. پس میفرمايد: آيا راضی هستيد؟ میگويند: چرا راضی نباشيم درحالیکه تو به ما چیزهایی ارزانی داشتهای که به هيچيک از مخلوقاتت عنايت نکردهای؟
بهشتيان صاحبان غرفه هایی را که بالاتر از آنان قرار دارند، مانند ستاره ای درخشان می بينند که در دوردست، در کرانه ای از شرق يا غرب آسمان سوسو می زند و اين به خاطر تفاضلی است که در ميان آنها وجود دارد.
شخص نخست را ستوديد؛ پس بهشت بر او واجب شد و از شخص دوم به بدی ياد کرديد؛ پس آتش دوزخ بر او واجب گشت. شما گواهانِ الله در زمين هستيد.
اگر در پیِ آشکار کردن عيوب و مسايل پنهان مسلمانان برآيی، آنان را فاسد می کنی يا نزديک است که ايشان را به فساد بکشانی.
همانا شیطان از اینکه نمازگزاران در جزیرة العرب او را بپرستند، ناامید شده است، ولی [امیدش] به فتنهانگیزی و ایجاد دشمنی در میان آنان است
نصيب آدمی زاد از زنا نوشته شده است که ناگزير به آن دچار می شود: زنای چشم، نگاه کردن و زنای گوش، گوش دادن و زنای زبان، سخن گفتن و زنای دست، گرفتن و زنای پا، گام برداشتن می باشد؛ و قلب - به سوی حرام - ميل و آزرو می کند و اين شرمگاه است که آن را تصديق يا تکذيب می نمايد.
دو گروه از دوزخيان هستند که آنها را نديدهام: گروهی که تازيانههايی چون دُم گاو با خود دارند و با آن مردم را میزنند. و زنانِ پوشیده و در عین حال لختی [از راه درست و از مسير اطاعت پروردگار] منحرف هستند و ديگران را نيز به انحراف و فتنه میکشانند
يا الله، خيرِ اين باد و نيز خيرِ آنچه در آن است و خير و منفعتی را که به خاطر آن فرستاده شده، از تو می خواهم و از شرّ اين باد و شرّ آنچه در آن است و نيز از شرّی که به خاطر آن فرستاده شده، به تو پناه می برم.
باد از رحمتِ الله - نسبت به بندگانش - می باشد که گاهی با خود رحمت به همراه دارد و گاهی هم عذاب. وقتی آن را ديديد، به آن بد و بیراه نگوييد؛ بلکه از الله خير و منفعتش را درخواست نماييد و از شرّ آن به الله پناه ببريد.
به منافق سرور و آقا نگوييد؛ زيرا اگر او را سرور و آقا قلمداد کنيد، پروردگارتان را - که صاحب عزت و جلال است - خشمگين کرده ايد.
ای گروه زنان، صدقه بدهید، زیرا من شما را بیشترین اهل آتش دیدم.» گفتند: ای رسول خدا، به چه دلیل؟ فرمودند: «زیاد نفرین میکنید و از همسرانتان ناسپاسی میکنید. من کسی را ندیدهام که با وجود کاستی در عقل و دین، در ربودن عقل یک مرد هوشیار و دوراندیش، تواناتر از یکی از شما (زنان) باشد
مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند؛ و مهاجر کسی است که آنچه را الله از آن نهی کرده، ترک گوید
آنکه در قرآن ماهر است با ملائکهٔ گرامی نیکوکار همراه است، و آنکه قرآن را میخواند و در آن لکنت دارد و برایش دشوار است، دو پاداش دارد
من آخرين فرد دوزخی را که از دوزخ بيرون می آيد و آخرين فرد بهشتی را که وارد بهشت می شود، می شناسم؛ مردی است که بر روی زمين می خزد و از دوزخ بيرون می آيد. الله - عز وجل - به او می فرمايد: برو و واردِ بهشت شو. او به سوی بهشت می رود و تصور می کند که بهشت پُر است. پس باز می گردد و می گويد: پروردگارا، بهشت را پُر يافتم.
«آيا برای ديدن خورشيد نیم روز، در يک روز آفتابی دچار مشکل می شوید؟» گفتند: خیر. فرمود: «آيا برای ديدن ماه شب چهارده در یک شب صاف و بدون ابر دچار مشکل می شوید؟».
الله نود و نه نام دارد، صد منهای یک، هیچکس آنها را حفظ نمی کند مگر اینکه وارد بهشت می شود؛ و الله متعال فرد است و عدد فرد را دوست دارد.
اين توالت ها، محل حضور شياطين است. بنابراين هرگاه يکی از شما می خواست برای قضای حاجت به توالت برود، بايد اين دعا را بخواند: «اعوذ بالله من الخُبُثِ والخبائث»: «پروردگارا، از شيطان های خبيث و پليد نر و ماده به تو پناه می برم.
کسی نزد آنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم محبوب تر نبوده است با این همه، هرگاه او را می دیدند بر نمی خاستند چون می دانستند این کار را ناپسند می داند.
رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم به ابوبکر و عمر فرمودند: «هذان سَيِّدا كُهُول أهل الجنة من الأوَّلِين والآخِرين إلا النبيِّين والمرسلين» یعنی: «این دو، سَرور و آقای میانسالانِ (کُهول) بهشتی از اولین و آخرین هستند، به جز پیامبران و فرستادگان
نزد آنان بازگرد و از آنها اجازه بگیر؛ اگر به تو اجازه دادند جهاد کن، در غیر این صورت به آنان نیکی کن.
شما برای رسيدن به فرمانروايی و رياست تلاش می كنيد ولی روز قيامت باعث پشيمانی شما خواهد شد. رياست، شير دهنده ی خوبی است (لذات زيادی دارد) اما جدا شدن بدی دارد.
یا رسول الله، هیچ چیز کوچک و بزرگی نیست مگر آنکه انجامش دادهام. فرمود: «أَلَيْسَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ؟»: «مگر چنین نیست که گواهی میدهی معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است؟
شیطان نزد یکی از شما میآید و میگوید: چه کسی این را آفرید؟ چه کسی آن را آفرید؟ تا به آنجا میرسد که میگوید: چه کسی پروردگار تو را آفرید؟ پس چون به اینجا رسید به الله پناه ببرد و [از ادامه دادن آن] دست بکشد
کارها شش [دسته] است و مردم [چهار] دسته، [کارها چنین است:] دو واجب کننده و مثل در مقابل مثل؛ و هر نیکی به اندازهٔ ده برابر آن، و یک حسنه به هفتصد تا
یکی از نشانههای قیامت آن است که علم برداشته شود و جهل زیاد شود، زنا بسیار گردد و نوشیدن خمر زیاد شود؛ مردان کم شوند و زنان زیاد گردند تا جایی که هر پنجاه زن، یک سرپرست داشته باشند
به کسی که همواره قرآن تلاوت نموده و به آن عمل میکند گفته میشود: بخوان و بالا برو و به ترتیل بخوان چنان که در دنیا به ترتیل میخواندی، زیرا جایگاه تو نزد آخرین آیهای است که میخوانی
کسی که قرآن را علنی میخواند مانند کسی است که صدقه را علنی میدهد و کسی که قرآن را پنهانی میخواند مانند کسی است که صدقه را پنهانی میدهد
آنان ده آیه از رسول الله صلی الله علیه وسلم دریافت میکردند و ده آیهٔ بعدی را فرا نمیگرفتند تا آنکه علم و عمل این ده آیه را یاد بگیرند
ای ابامنذر، آیا میدانی کدامین آیهای که از قرآن با خود داری، بزرگتر است؟» گفتم: {اللهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ} [بقره: ۲۵۵]. پس بر سینهام زد و فرمود: «وَاللهِ لِيَهْنِكَ الْعِلْمُ، أَبَا الْمُنْذِرِ»: «به الله سوگند، علم گوارایت باد ای ابامُنذِر
هر شب که پیامبر صلی الله علیه وسلم به بسترش میآمد کف دستانش را جمع میکرد سپس در آن میدمید و در آنها سورهٔ {قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} و {قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ} و {قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ} را میخواند
هرگاه کسانی را دیدید که پیگیر متشابه آن هستند، آنان همان کسانی هستند که الله از آنان نام برده، پس از آنان برحذر باشید
مردی نیست که گناهی مرتکب شود، سپس برخیزد و وضو بگیرد، آنگاه نماز بگزارد و پس از آن از الله آمرزش بخواهد، مگر آنکه الله او را میبخشد
هرگاه کسی از شما وارد مسجد شد بگوید: «اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ» (پروردگارا درهای رحمت خود را بر من بگشای) و چون خارج شد بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ» (بارالها از فضل تو خواهانم)
آن شیطانی است که به او خِنزَب گفته میشود، پس هرگاه احساسش کردی از او به الله پناه ببر (اعوذ بالله بگو) و سه بار به سمت چپت تف کن
چهار [خصلت] است که اگر در کسی باشد منافقی خالص است و هرکس خصلتی از آن در وی باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا آنکه ترکش کند: چون سخن گوید دروغ گوید و چون پیمان ببندد پیمان شکند و چون وعده دهد خلاف وعده کند و چون دشمنی کند از حد به در رود و حق کشی کند
هرگاه فرزند آدم بمیرد عملش از او قطع میشود مگر از سه راه: صدقهٔ جاریه، یا علمی که مثمر ثمر باشد، یا فرزند صالحی که برای او دعا کند
هرگاه يکی از شما غذايی خورد، تا زمانی که خود، انگشتانش را نليسيده يا - به ديگری- نليسانده است، آنها را پاک نکند.
هرگاه الله در روز قیامت اولین و آخرین را گرد آورد، برای هر پیمانشکنی پرچمی برافراشته میشود و گفته میشود: این پیمانشکنیِ فلانی پسر فلانی است
اگر کسی بدون اجازه ات سرک کشید و به داخل خانه ات نگاه کرد و تو سنگ ریزه ای به سوی او پرتاب کردی و سبب کور شدن چشمش شدی، گناهی بر تو نیست.
آیا به شما در مورد آن سه نفر خبر ندهم: یکی از آنها به الله پناه برد و الله متعال به او پناه داد؛ دومی شرم كرد، پس خداوند را نيز از از آن بنده، شرم آمد (او را بخشيد). سومی رو گردانی كرد، پس خداوند متعال از او روی گرداند.
گفت بگو: بار الها ای آفریدگار آسمان ها و زمین، آگاه به آشکار و نهان؛ پروردگار و مالک همه چیز؛ گواهی می دهم که معبود بر حقی جز تو نیست؛ به تو پناه می آورم از شر نفسم و شر شیطان و شرک او.
چون شب وارد می شد، رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمود: «أَمْسَيْنَا وَأَمْسَى الْمُلْكُ لِلَّهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ»: «ما و تمام جهانيان، روز را براى الله به شب رسانديم؛ و حمد و ستایش از آنِ الله است؛ هيچ معبود بر حقى جز الله که يکتاست و شريکى ندارد، وجود ندارد».
زمانی فرا می رسد که شخص می خوابد و امانت داری از قلب او برداشته می شود؛ به گونه ای که تنها اثر اندکی از امانت داری در قلبش می ماند و چون دوباره می خوابد، امانت داری به کلی از قلب او برداشته می شود و اثر آن تنها همانند يک تاول باقی می ماند.
وقتی پيامبر صلى الله عليه وسلم به محل قضای حاجت می رفت، من و پسر بچه ای همانند من، ظرف (کوچک) آب و چوب دستی برای پيامبر می برديم و ايشان با آب استنجاء می کرد.
احترام و گرامی داشتِ پيرمرد مسلمان و حافظ و عالِم قرآن که در آن زياده روی يا کوتاهی نکند و نيز احترام حاکم و صاحب قدرتِ عادل، بخشی از بزرگ داشت و تعظيم الله متعال است.
تو را درحالی دیدم که به سویی جز قبله نماز می خواندی؟ وی در پاسخ گفت: اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم را نمی دیدم که چنین می کند، این کار را نمی کردم.
هرکس به الله و روز قيامت ايمان دارد، باید مهمانش را گرامی بدارد و جايزه اش را بدهد. عرض کردند: ای رسول خدا، جايزه اش چيست؟ فرمود: «(پذيرايی به بهترين شکل و در حد توان در) يک شبانه روز؛ و مهمانی، سه شبانه روز است و بيش از آن، صدقه و احسانِ ميزبان نسبت به مهمانِ اوست».
من انصار را ديدم که برای خدمت به پيامبر صلى الله عليه وسلم چه می کردند؛ لذا با خود سوگند ياد کردم که با هريک از آنها که همراه شوم، به او خدمت کنم.
انباردار مسلمان و امينی که مأموريت خود را به درستی انجام می دهد و صدقه را با رضايت خاطر و به طور کامل، به کسی می رساند که فرمان يافته است، خود يکی از صدقه دهندگان به شمار می رود.
دو برادر در دوران پيامبر صلى الله عليه وسلم بودند که يکی از آنها نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم می آمد و ديگری کار می کرد. دومی نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم آمد و از برادرش شکايت کرد که کار نمی کند. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لَعلَّكَ تُرْزَقُ بِهِ»: «چه بسا تو نيز به برکت او روزی می يابی».
پيامبر صلى الله عليه و سلم سوار بر شترش به هر سمتی که بود، نماز نافله می خواند و با سرش [جهت رکوع و سجده] اشاره می کرد. و ابن عمر این کار را انجام می داد.
در دوران پيامبر صلى الله عليه وسلم، پسری نوجوان (کم سن و سال) بودم و فرموده های ايشان را حفظ می کردم؛ تنها چيزی که مرا از سخن گفتن باز می داشت، حضورِ مردانِ مسن تر در مجلس بود.
الله متعال با کاری که اين زن انجام داد، بهشت را بر او واجب کرد يا با اين عملش، او را از آتش دوزخ نجات داد.
من فرستاده ی الله به سوی تو هستم تا به تو خبر دهم که الله تو را دوست دارد؛ همان گونه که تو آن شخص را به خاطر الله دوست داری.
همه ی زنان پيامبر صلى الله عليه وسلم نزدش بودند؛ در اين ميان فاطمه رضی الله عنها آمد که راه رفتنش با راه رفتنِ پيامبر صلى الله عليه وسلم هيچ تفاوتی نداشت.
رشکی که بر خديجه بردم، بر هيچيک از همسران پيامبر صلى الله عليه وسلم نبردم؛ گرچه هرگز او را نديده بودم اما پيامبر صلى الله عليه وسلم از او خيلی ياد می کرد.
مسکين (بينوا)، کسی نيست که يک يا دو دانه ی خرما و يک يا دو لقمه او را (از درب خانه ها) برمی گرداند؛ در حقيقت مسکين کسی است که مناعت دارد (و گدايی نمی کند).
هیچ بنده ای نیست که هنگام شيوع طاعون، با شكيبايی و نيت ثواب در شهر خود بماند و بداند که هيچ زيانی بدون تقدير الله به او نمی رسد، مگر اینکه اجری همانند اجر شهيد برای او خواهد بود.
مفلس در امت من کسی است که روز قيامت با انبوهی از (اعمال نيک، مانند) نماز و روزه و زکات حاضر می شود، ولی فلانی را دشنام داده و به آن يکی تهمت زده و مالِ اين را خورده و خونِ آن يکی را ريخته و فلانی را زده است. لذا از نيکی هايش به هريک از اينها داده می شود.
اگر کسی از شما به مجلسی آمد سلام بگوید و هرگاه خواست برخیزد سلام بگوید، زیرا [سلام] نخست، مهمتر از سلام آخر نیست
به بهشت سر زدم و ديدم که بيشتر بهشتيان فقرا هستند؛ و به دوزخ سر زدم، ديدم که بيشتر دوزخيان را زنان تشکیل می دهند.
دعای شخص مسلمان برای برادرش در غيابِ او پذيرفته می شود؛ بالای سرش فرشته ای گماشته شده که هرگاه برای برادرش دعای خير می کند، آن فرشته می گويد: آمين؛ و همانندِ آن نصيب تو باد.
هيچ دريغ نمی کنم در اينکه چنان برای شما نماز بخوانم که رسول الله صلى الله عليه وسلم برای ما نماز می خواند.
بهشت و دوزخ با هم بگومگو کردند؛ دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران در من جای دارند. و بهشت گفت: مردم مستضعف و مستمند در من جای دارند.
هرکس خشمش را فرو ببرد، درحالی که می تواند آن را عملی سازد (يا انتقام بگيرد)، الله متعال در روز قيامت او را در انظار عمومی صدا می زند و به او اجازه می دهد هرچه از زنان زيبای بهشتی که می خواهد، برای خود برگزيند.
شما مرتکب اعمالی می شويد که در نظرتان باريک تر از مو می باشد. - يعنی در نظر شما ناچيز و بی اهميت است؛ - حال آنکه ما در زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم آنها را جزو گناهان نابودکننده می شمرديم.
هرگاه الله متعال برای بنده اش اراده ی خير کند، عقوبت يا نتيجه ی اعمال بدش را در دنيا به تعجيل می اندازد و اگر نسبت به بنده اش اراده ی بد نمايد، او را در گناهش رها می کند تا در روز قيامت به حسابش برسد.
هرکس با (سرپرستی) چنين دخترانی مورد آزمايش قرار گیرد و به ايشان نیکی کند، برای او حجاب و مانعی از آتش خواهند بود.
روز قيامت الله متعال می فرمايد: کسانی که به خاطر عظمت من (و در جهت اطاعت از من) با يکديگر دوستی و محبت داشته اند، کجا هستند؟ امروز که سايه ای جز سايه ی من وجود ندارد، آنان را در سايه ی خود جای می دهم.
هرکس بيماری را عيادت کند يا به خاطر الله به ديدن برادرِ دينی اش برود، منادی او را ندا می دهد: خير ببينی و رفتنت مبارک باد و برای خود خانه ای در بهشت فراهم کردی.
هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم سخنی می گفت، آن را سه بار تکرار می کرد تا سخنش فهميده شود و هنگامی که نزد گروهی می رفت و به آنها سلام می گفت، سلامش را - حدّاکثر - سه بار تکرار می نمود.
دو نفر از اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم که در شبی تاريک نزد ایشان بودند، رسول الله صلی الله علیه وسلم را درحالی ترک نمودند که پيشاپيش آنان دو نورِ چراغ مانند قرار داشت.
مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و گفت: ای رسول خدا، قصد سفر دارم؛ توشه ای به من ببخشيد. فرمود: «الله، تقوا را توشه ی تو بگرداند».
مادر انس به او گفت: رازِ رسول الله صلى الله عليه وسلم را به هيچکس نگو. انس رضی الله عنه فرمود: ای ثابت، به الله سوگند اگر اين راز را برای کسی بازگو می کردم، حتماً آن را به تو می گفتم.
شيطان بر خوردنِ غذايی دست می يابد که نام الله متعال بر آن برده نشود؛ شيطان اين دختربچه را بر سرِ اين غذا آورد تا به وسيله ی او بر آن دست يابد. لذا من دستِ دختربچه را گرفتم. سپس اين صحرانشين را آورد تا به وسيله ی او به اين غذا برسد؛ از اين رو من دستِ صحرانشين را گرفتم؛ سوگند به ذاتی که جانم در دستِ اوست، دستِ شيطان با دستِ اين دو نفر در دست من است (و توانايی شريک شدن در غذا را ندارد).
الله عز وجل می فرمايد: کسانی که به خاطر عظمت من (در راستای اطاعت و بندگی) با يکديگر دوستی و محبت می کنند، منبرهايی از نور دارند که پيامبران و شهيدان به آنان غبطه می خورند.
زمانی که الله متعال آدم - صلى الله عليه وسلم - را آفريد، به او فرمود: برو و به آنها - گروهی از ملائکه که نشسته بودند - سلام کن و گوش بده چه جوابی به تو می دهند؛ زيرا اين (روشِ) سلامِ تو و فرزندان توست.
ای رسول خدا، به من بگوييد: اگر کسی می خواست مال مرا - به زور - بگيرد، چه کنم؟ فرمود: «مال خود را به او نده».
چهل خصلت نيکو وجود دارد که برترين آنها، به عاريت دادنِ بُزِ شيرده می باشد تا از شيرش استفاده کنند. هرکس به اميد ثواب و با ايمان به پاداشی که وعده داده شده، يکی از اين خصلت های نيک را انجام دهد، الله متعال به پاسِ آن، او را وارد بهشت می گرداند.
(برای رفع نيازش) سفارش کنيد تا پاداش بيابيد. و الله آنچه دوست داشته باشد - و به روايتی: آنچه بخواهد - بر زبان پيامبرش جاری می کند.
نزديک قيامت، کمتر اتفاق می افتد که خواب مؤمن دروغ از آب درآيد؛ خواب مؤمن بخشی از چهل و شش بخش نبوت است.
هر روز صبح اندام انسان به زبان او خواهش و التماس می کنند و می گويند: درباره ی ما از الله پروا کن که پاداش و کيفر ما به تو بستگی دارد؛ اگر تو راست باشی، ما نيز راست هستيم و اگر تو کجی کنی، ما هم دچار کجی می شويم.
بنده سخنی در جهت رضايت الله متعال می گويد که توجه چندانی بدان ندارد اما به موجبِ آن الله متعال بر درجاتش می افزايد. و بنده سخنی بر زبان می آورد که موجب خشم الله متعال است حال آنکه اهمیت چندانی به آن نمی دهد، اما به سبب آن در دوزخ سقوط می کند.
در شب لحظه ای است که اگر بنده ی مسلمانی آن را دريابد و در آن، امرِ نيکی از امور دنيا و آخرت را از الله متعال درخواست کند، الله خواسته اش را برآورده می سازد؛ و اين لحظه در همه ی شب ها وجود دارد.
از بزرگ ترين دروغ ها، اين است که شخصی خودش را به غيرِ پدرش نسبت دهد يا مدّعیِ ديدن خوابی شود که نديده است يا سخنی را به رسول الله صلى الله عليه وسلم نسبت دهد که ایشان نگفته است.
مردی زنی را بوسيد و سپس نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و ماجرا را گفت (و اظهار ندامت کرد). پس الله متعال اين آيه را نازل فرمود: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ»: «و در دو طرف روز [= آغاز و پایان روز] و ساعاتی از شب، نماز بگزار. بی تردید، نیکی ها بدی ها را از بین می برد».
مردی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا، گناهی انجام داده و سزاوار حد (مجازات شرعی) شده ام؛ آن را بر من اجرا کن.
مردی از رسول الله صلى الله عليه وسلم اجازه ی ورود خواست؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «به او اجازه دهيد که بد آدمی در قبيله ی خود می باشد.
از دنيا به شکل گسترده ای برخوردار شديم؛ لذا از اين می ترسيم که مبادا پاداش نيکی های خود را زودتر (در دنيا) دريافت کرده باشيم.
ای حکيم، اين مالِ دنيا دلچسب و شيرين است. هرکس آن را سخاوتمندانه - و بدون طمع - دريافت کند، برايش بابرکت خواهد بود؛ و هرکس از روی حرص و طمع آن را به دست بياورد، برايش برکتی نخواهد داشت. - چنين شخصی - مانندِ کسی خواهد بود که می خورد، اما سير نمی شود. و دستِ بالا (بخشنده) از دستِ پايين (گيرنده) بهتر است.
از ميان دوستان، کسی نزد الله متعال بهتر است که برای دوستش بهتر باشد و بهترين همسايه نزد الله متعال کسی است که برای همسايه اش بهتر است.
چه بسا فردِ ژولیدهمویی که از درها رانده میشود، اگر بر خدا قسم بخورد، هرآینه [خداوند] قسمش را محقق میسازد
بر دروازه ی بهشت ايستادم؛ بيشترِ کسانی که واردِ بهشت می شدند، فقيران و مستمندان بودند و ثروتمندانِ بهشتی را نگه داشته و هنوز اجازه ی ورود نداده بودند.
ما سهمِ شيرِ رسول الله صلى الله عليه وسلم را برايش برمی داشتيم؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم در اثنای شب می آمد و به گونه ای سلام می کرد که خفته را بيدار نمی کرد و صدايش به (افرادِ) بيدار می رسيد. رسول الله صلى الله عليه وسلم شبی طبق معمول آمد و مانندِ گذشته سلام کرد.
«آيا هیچیک از شما نمی تواند هر روز هزار نيکی به دست آورد؟» يکی از همنشينانش پرسيد: چگونه هزار نيکی کسب کند؟! فرمود: «صد مرتبه سبحان الله بگويد، هزار نيکی برايش نوشته می شود يا هزار گناه از او پاک می گردد».
هان! همانا دنیا ملعون است و آنچه در آن است ملعون است، مگر یاد الله و آنچه به آن نزدیک است و [شخص] عالم یا علمآموز
کسی که برای ايجاد صلح و آشتی در ميان مردم، سخن مصلحت آميزی را به آنها می رساند يا سخن خوبی بر زبان می راند، دروغ گو شمرده نمی شود.
اگر مؤمن از مجازاتی آگاه بود که نزد الله است، هيچکس در بهشت طمع نمی کرد و اگر کافر از رحمتی آگاه بود که نزد الله است، هيچکس از بهشت پروردگار نااميد نمی شد.
دوتا دوتا نخوريد؛ زيرا رسول الله صلى الله عليه وسلم از دوتا دوتا خوردن منع کرده است. سپس ابن عمر می فرمود: مگر اينکه کسی از برادرش اجازه بگيرد.
وقتی به معراج رفتم از كنار گروهی گذشتم كه ناخن های مسی داشتند كه چهره ها و سينه های شان را با آن می خراشيدند؛ گفتم: ای جبريل، اينها چه كسانی هستند؟ گفت: اينان كسانی هستند كه گوشت مردم را می خورند و دست روی عزت و آبروی مردم می گذارند.
مثال هدايت و دانشی كه الله مرا با آن مبعوث گردانيده، مانند بارانی است كه بر زمين می بارد؛ زمينی كه حاصلخيز باشد، آب باران را در خود جذب می كند و در نتيجه در آن علف و گياهان فراوانی می رويد. و زمينی كه سخت است، آب را بر روی خود نگه می دارد و الله مردم را از اين آب بهره مند می سازد و از اين آب می نوشند و با آن کشاورزی و آبياری می کنند.
رسول الله صلى الله عليه وسلم را ديدم که تمام روز را درحالی سپری می کرد که از گرسنگی به خود می پيچيد و حتی خرمای نامرغوبی هم نمی يافت که با آن شکمش را سير کند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم را درحالی دیدم که با سه انگشت می خورد و چون غذا خوردنش به پایان می رسید آنها را می لیسید.
در دنیا زاهد باش تا خدا تو را دوست بدارد، و نسبت به آنچه در دست مردم است بیرغبت باش تا مردم تو را دوست بدارند
ای گروه انصار، آیا شما را گمراه نیافتم و الله متعال به وسیله ی من شما را هدایت نکرد؟ آیا پراکنده و متفرق نبودید که الله متعال به وسیله ی من شما را گرد هم جمع نموده و متحد و یکپارچه نمود؟ آیا فقیر نبودید که الله متعال به وسیله ی من شما را ثروتمند نمود؟
بدانید که مردانی در مدينه هستند که شما هيچ مسيری را نپيموديد و هيچ گردنه و راهی را پشت سر نگذاشتيد، مگر آنکه با شما بودند؛ بيماری آنان را از همراهی با شما بازداشت.
هیچ آدمی ظرفی بدتر از شکم خود پر نکرده است. فرزند آدم را چند لقمه بس است که ستون بدنش را برپا دارد. و اگر ناچار باشد [بیشتر بخورد]، پس یکسوم برای خوراکش، یکسوم برای نوشیدنیاش، و یکسوم برای نفسش باشد
بهشت و دوزخ بر من عرضه شد و هرگز [صحنهای] مانند امروز، در [نشان دادنِ اوجِ] خیر و شر ندیده بودم. و اگر آنچه را من میدانم، شما میدانستید، هرآینه کم میخندیدید و بسیار میگریستید
هرگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم سفره اش را جمع می کرد، می فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ حَمدًا كَثِيرًا طَيِّبًا مُبَارَكًا فِيهِ غَيْرَ مَكْفِيٍّ وَلا مُوَدَّعٍ وَلا مُسْتَغْنًى عَنْهُ رَبَّنَا»: «حمد و ستايشِ بسيار، خالص و پاک از آنِ الله پروردگارِ ماست كه نیازمند هیچیک از مخلوقاتش نیست و هرگز [از سوی بندگان] ترک نمی شود و انسان از او بی نياز نيست».
جبريل نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و پرسيد: اهل بدر را در ميان خود چگونه ارزيابی می كنيد؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «آنان را از بهترين مسلمانان می دانيم».
تنه ی درختی بود که رسول الله صلى الله عليه وسلم - هنگام سخنرانی - بر آن تکيه می زد؛ پس از اينكه برای رسول الله صلى الله عليه وسلم منبری ساختند، از آن تنه ی درخت - كه ديگر مورد استفاده قرار نمی گرفت - صدایی مانند آه و ناله ی شتران آبستن شنيديم؛ تا اينكه رسول الله صلى الله عليه وسلم از منبر پايين آمد و دست خود را روی تنه ی درخت گذاشت و تنه آرام گرفت.
با رسول الله صلى الله عليه وسلم قدم می زدم و ايشان ردائی نجرانی دارای حاشيه ای ضخيم به تن داشت؛ که مردی باديه نشين به ایشان رسيد و ردایش را به سختی كشيد.
ما در زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم درحالی که راه می رفتيم، می خورديم و درحالی که ايستاده بوديم، آب می نوشيديم.
اگر انسان يک دره ی پر از طلا داشته باشد، دوست دارد که صاحب دو دره ی طلا باشد و فقط خاک است که دهان انسان را پُر می كند؛ و هرکس توبه نمايد، الله توبه اش را می پذيرد.
يا الله، مددکار و ياری گر من تويی؛ به ياری و کمک تو جولان می دهم و به کمک تو حمله می کنم و به کمک تو می جنگم.
دو دعا رد نمی شود، يا خيلی کم پیش می آید که پذیرفته نشوند: دعا در هنگامِ اذان و دعا در هنگامِ جنگ که لشکريان در هم می ريزند (و تنور جنگ داغ می گردد).
در امت های پيش از شما مردمانی بودند که به آنها الهام می شد و اگر در امت من يک نفر اين چنين باشد، او عمر است.
چارپايی برای علی بن ابی طالب رضی الله عنه آوردند تا بر آن سوار شود؛ هنگامی که پايش را در رکاب گذاشت، گفت: «بِسْمِ اللهِ».
هرگاه سه نفر با هم بوديد، نبايد دو نفر بدون مشارکت شخص سوم با يکديگر درِگوشی صحبت کنند تا اينکه در جمع مردم قرار بگيريد؛ زيرا اين کار، شخص سوم را نگران و ناراحت می کند.
چون گروهی از جایی بگذرند، اگر یک نفر از آنها سلام کند، از طرف همه ی آنها کفایت می کند و اینکه یک نفر از آنان جواب سلام دهد، از طرف همه ی آنها کفایت می کند.
هرکس با وجودِ توانايی، از روی تواضع و فروتنی برای الله، از پوشيدن لباس خوب خودداری کند، الله متعال روز قيامت او را در انظار مردم فرا می خوانَد و به او اين اختيار را می دهد که از لباس های گرانبها و زيبای اهل ايمان، هر لباسی که می خواهد بپوشد.
هيچيک از شما ايستاده آب ننوشد؛ و اگر کسی فراموش کرد و ايستاده آب نوشيد، باید بالا بیاورد (استفراغ کند).
باری از کنار رسول الله صلى الله عليه وسلم گذشتم و شلوارم مقداری پايين افتاده بود؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «ای عبدالله، شلوارت را بالا بکش». آن را بالا کشيدم. فرمود: «بيشتر بالا بکش». همچنان شلوارم را بالا می کشيدم تا اینکه شخصی پرسيد: تا کجا؟ فرمود: «تا نيمه ی دو ساق».
کارهایِ نیک پایدار عبارتند از: لا اله الا الله و سبحان الله و الله اکبر و الحمدلله و لا حول ولاقوة الا بالله.
براستی با توسل به اسم اعظم الله از او درخواست نمود؛ اسم اعظمی که هرگاه به وسیله ی آن از او خواسته شود، عطا می کند و چون با آن دعا شود، اجابت می نماید.
همانا الله به من وحی نمود که نسبت به يکديگر فروتن باشيد تا هيچکس به ديگری فخر نفروشد و ستم و گردنکشی روا ندارد.
شما نمی توانید مردم را با اموال و دارایی که در اختیار دارید، جلب خود کنید؛ بلکه با گشاده رویی و اخلاق نیکوست که می توانید همنشینی و مصاحبت با آنها را به دست آورید.
هرکس خود را بزرگ پندارد و در راه رفتنش تکبر به خرج دهد، درحالی الله متعال را ملاقات می کند که بر وی خشمگین است.
برای رسول الله صلى الله عليه وسلم نوشيدنی آورده شد؛ ایشان درحالی از آن نوشيد که سمت راستش پسربچه ای بود.
هرگز کسی از شما آرزوی آرزوی مرگ نکند؛ اگر نيکوکار است، چه بسا بر نيکی هايش بيفزايد و اگر گنه کار است، شايد توفيق توبه بيابد.
همانا مَثَلِ صاحب قرآن، مانند صاحب شترانِ زانوبسته است؛ اگر مراقبشان باشد، آنان را نگه میدارد و اگر رهایشان کند، میروند
هرگاه انس رضی الله عنه از کنارِ تعدادی کودک می گذشت به آنها سلام می کرد و می گفت: رسول الله صلى الله عليه وسلم چنين می کرد.
رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيد که شخصی از مرد ديگری تعريف می کند و در مدحِ او مبالغه می نمايد؛ پس فرمود: «أهْلَكْتُمْ- أوْ قَطَعْتُمْ- ظَهْرَ الرَّجُلِ»: «او را نابود کرديد- يا - پُشت او را شکستيد».
روپوش مرا به من بدهيد؛ اگر به اندازه ی اين خارها، دام و شتر می داشتم، آن را ميان شما تقسيم می کردم و آنگاه می دانستيد که من بخيل، دروغگو و ترسو نيستم.
توجه کنيد، گوش دهيد، همانا ساده پوشی و دوری از خوش گذرانی، از ايمان است؛ ساده پوشی و دوری از تن پروری، از ايمان است.
«از گوسفند چه باقی مانده است؟» عايشه رضی الله عنها پاسخ داد: فقط دستِ آن مانده است - و بقيه را صدقه دادم -. این بود که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «همه اش مانده است، جز دستِ آن».
زنان زيادی نزد خانواده ی محمد آمده اند و از شوهران خود شکايت دارند؛ چنين مردانی بهترين های شما نيستند.
ثروت هيچکس به خاطر صدقه دادن کم نمی شود. به هر بنده ای ستم شود و او بر آن صبر نمايد، الله بر عزتش می افزايد. و هيچ بنده ای دربِ گدايی را نمی گشايد مگر اينکه الله دروازه ی فقر را به رويش باز می کند.
مثال بخيل و بخشنده، مانند دو مرد است که تن پوش آهنی بر تن داشته باشند و اين تن پوش، از سينه تا گلوی آنان را دربرگرفته باشد.
ای ابوالحسن، حالِ رسول الله صلى الله عليه وسلم چگونه است؟ علی رضی الله عنه پاسخ داد: الحمدلله خوب شده است.
پروردگارا، از ناتوانی و تنبلی و بزدلی و پيری و بخل و عذاب قبر و فتنه ی مرگ و زندگی به تو پناه می جويم.
وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم به سفر می رفت، از سختی های سفر و از پيش آمدها و تغييرات غم انگيز و از کاستی (و خواری) پس از فزونی (و ارجمندی)، و نيز از دعای ستم ديده و از ديدن مناظر غم انگيز (و پيش آمدهای ناگوار) در مال و خانواده - به الله - پناه می بُرد.
يک سواره (يا کسی که به تنهایی سفر می کند)، يک شيطان می باشد و دو سواره، دو شيطان هستند و سه سواره، يک کاروان به شمار می آيند.
سه گروه هستند که الله متعال با آنها سخن نمی گوید و پاک شان نمی کند و عذاب دردناکی برای آنان خواهد بود: پير زناکار، تهی دست متکبر و مردی که سوگند خوردن به الله کالای او می باشد: چيزی خرید و فروش نمی کند، مگر اينکه قسم می خورد.
هرگاه در مسيری سرسبز سفر کرديد، بهره ی شتر از زمين را به او بدهيد (و بگذاريد تا حيوان در حال حرکت بچرد) و چون در مسيری خشک و بی علف سفر کرديد، او را تند برانيد تا پيش از اين که مغز استخوان حيوان، يعنی توان و نيرويش از بابت خستگی و رنج راه از ميان برود، به مقصد برسيد.
هرگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم در سفر بود، اگر در شب توقف می کرد، بر پهلوی راست خود می خوابيد؛ اما اگر کمی پيش از صبح توقف می نمود، دست خود را از قسمت آرنج بالا می گرفت و سرش را بر روی کف دستش می گذاشت.
رسول الله صلى الله عليه وسلم در مسيرِ (سفر يا جهاد) گاه به عمد عقب می ماند و - افرادِ - ناتوان را به پيش می راند و (آنها را برای حرکت، کمک و تشويق می فرمود و کسی را که سواری نداشت) پشت سر خود سوار می کرد و برايش دعا می نمود.
هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم رهسپار سفری بود و بر پشت شترش قرار می گرفت، سه بار تکبير می گفت و سپس اين دعا را می خواند: «سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ».
ای گروه مهاجران و انصار، برخی از برادران شما، مال و خويشاوندی ندارند؛ پس هريک از شما بايد دو يا سه نفر از آنها را با خود همراه و شريک بگرداند.
هرگاه یکی از شما به رختخواب می رود، بسترش را از سمت داخل که روی او قرار می گيرد، بتکاند؛ زيرا نمی داند پس از او چه چيزی در بستر جای گرفته است.
از گرفتاریِ طاقت فرسا و سختیِ بلا و از نگون بختی، سرنوشت بد (يا قضاوت نادرست) و شادکامی دشمنان، به الله پناه ببريد.
وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم قصد خوابیدن داشت، دست راستش را زير گونه اش قرار می داد و می فرمود: «يا الله، در آن روز که بندگانت را برمی انگيزی، مرا از عذاب خويش محافظت بفرما».
وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم هلال ماه را می ديد، می فرمود: يا الله، اين ماه را با امنيت و ايمان و اسلام و سلامتی بر ما نو بفرما.
رسول الله صلى الله عليه وسلم پس از گذشتِ يک سوم شب برمی خاست و می فرمود: «ای مردم، الله را ياد کنيد».
ابوبکر صديق رضی الله عنه غلامی داشت که کار می کرد و بخشی از درآمدِ روزانه اش را برای ابوبکر می آورد و ابوبکر از آن می خورد.
هرگاه از سربلندی بالا می رفتيم، «الله اکبر» می گفتيم و چون از سراشيبی پايين می رفتيم، «سبحان الله» می گفتيم.
ای مردم، بر خود رحم کنيد (و صدای تان را پايين بياوريد)؛ زيرا شخصِ ناشنوا و غايبی را نمی خوانيد؛ بلکه الله با شما بوده و شنوایِ نزديک است.
هیچ مسلمانی نیست که مسلمانی را به وقت صبح عيادت کند، مگر اینکه هفتادهزار فرشته تا شب برای او دعا نموده و طلب مغفرت می کنند.
هرکس بگويد: لا إلهَ إِلا اللهُ وَاللهُ أكْبَرُ، پروردگارش او را تصديق می کند و می فرمايد: معبود بر حقی جز من نيست و من بزرگ ترينم.
هرگاه الله متعال بخواهد بر قومی عذاب نازل کند، عذاب همه ی آنها را دربرمی گیرد، سپس هریک بر اساس اعمالش حشر می شود.
اين رحمتی است که الله متعال در دل بندگانش نهاده است و الله به بندگانی رحم می کند که رحم و شفقت داشته باشند.
اگر بنده يک وجب به من نزديک شود، من يک ذراع (فاصله ی ساعد تا آرنج) به او نزديک می شوم و اگر يک ذراع به من نزديک گردد، من به اندازه ی يک باع (فاصله ی باز کردن دو دست) به او نزديک می شوم؛ اگر قدم زنان به سوی من بيايد، من دوان دوان به سويش می آیم.
درحالیکه مردی در راهی پیاده میرفت، شاخهٔ خاری بر مسیر یافت، پس آن را به کناری انداخت پس الله متعال از او قدردانی نموده و او را بخشید
اين انسان است و اين اجلِ اوست؛ در اين ميان که انسان به زندگی و آرزوهایش سرگرم است، ناگهان خطّ نزديک تر - يعنی مرگش - فرا می رسد.
هرکس به دروغ وانمود کند از نعمتی برخوردار شده، مانند کسی است که پيراهن و شلواری دروغين به تن کرده (که اندازه اش نيست).
شیطان گفت: پروردگارا، قسم به عزتت مادامی که بندگانت روح در بدن دارند، همواره آنان را به گمراهی می کشانم. پروردگار فرمود: به عزت و جلالم سوگند، مادامی که (بندگانم) از من طلب آمرزش نمایند، آنها را می آمرزم.
بهشت و دوزخ با يکديگر مجادله کردند؛ پس دوزخ گفت: من به جباران و متکبران اختصاص داده شده ام. و بهشت گفت: مرا چه شده که فقط افراد ضعيف و حقير و ساده، وارد من می شوند؟
دو باغ وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس نقره هستند. و دو باغ ديگر وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس طلا می باشند؛ و در بهشت عدن بين مردم و نگاه کردن آنها به پروردگارشان چیزی جز ردای كبريايی بر صورتش وجود ندارد.
در بهشت درختی است که سوارکار بر اسبی ورزیده، تندرو و تیزپا، صد سال [در سایهٔ آن] میراند و آن را به پایان نمیرساند
رسول الله صلى الله عليه وسلم به احد رفت و پس از گذشتِ هشت سال از جریان احد، برای کُشته های اُحُد دعا کرد؛ مانند کسی که از زنده ها و مرده ها خداحافظی می کند.
هرکه مارمولک سمی را در نخستين ضربه بکُشد، صد نيکی برايش ثبت می گردد؛ و در دومين ضربه نيکی کم تری برايش منظور می شود و در سومين ضربه، کمتر از اين برای او ثبت می شود.
هیچ زنی از شما سه فرزندش را از دست نمی دهد، مگر اینکه آنها برای مادرشان مانعی در برابر آتش دوزخ خواهند بود.
از هيچ مسلمانی سه فرزند نمی ميرد مگر اينکه آتش او را لمس نمی کند مگر به اندازه ی تحقق سوگند الله متعال.
هیچ مسلمانی نیست که سه فرزندِ نابالغش بميرند، مگر اینکه الله متعال به لطف رحمت خويش بر فرزندانِ آن شخص، او را وارد بهشت می گرداند.
مردی را نزد ابن مسعود آوردند و گفتند: اين فلانی است که ريشِ او آغشته به قطرات شراب است. ابن مسعود رضی الله عنه فرمود: «ما از تجسس و کنکاش در کار ديگران منع شده ايم؛ ولی اگر چيزی برای مان نمايان شد، به موجب آن - به مجازات شرعی يا تعزير - عمل می کنيم».
برای هيچ مسلمانی جايز نيست كه بيش از سه شبانه روز با برادر مسلمانش قهر باشد؛ و هرکس بيش از سه روز قهر کند و در همین حالت بميرد، وارد دوزخ می شود.
نخستين کسی که روز قيامت درباره ی او قضاوت می شود، مردی است که شهيد شده است؛ او را می آورند و الله متعال نعمت هايش را به او يادآوری می کند و او هم آنها را می شناسد (و به آنها اعتراف می کند. الله) می فرمايد: در برابر اين همه نعمت چه کردی؟ می گويد: در راه تو جنگيدم تا اينکه شهيد شدم.
درباره ی مردی که کارِ نيکی انجام می دهد و مردم او را به خاطر آن می ستايند، چه می فرمايی؟ فرمود: «اين مژده ی زودهنگام مومن است».
از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ نگاه ناگهانی پرسیدم، پس مرا امر نمود تا نگاهم را برگردانم
ظرف ها را بپوشانيد و دهانه ی ظرف آب و نيز درها را ببنديد و چراغ ها را خاموش کنيد؛ شيطان، درب ظرفِ آب را نمی گشايد و درِ بسته را باز نمی کند و پوششِ ظرف ها را برنمی دارد.
ای مردم، هرکس چيزی می داند، آن را بگويد و اگر چيزی نمی داند، بگويد: الله داناتر است؛ زيرا بخشی از علم اين است که انسان درباره ی چيزی که نمی داند، بگويد: الله داناتر است.
به تب بد نگو؛ زيرا تب چنان گناهان فرزندان آدم را از بین می برد که دمه ی آهنگر، زنگ و ناخالصیِ آهن را می زدايد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم به ليسيدن انگشتان و کاسه امر نموده و فرمودند: «شما نمی دانيد که برکت در کدام قسمت غذای تان است».
هرکس بگويد: "أسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِي لا إلَهَ إلاّ هُوَ الحَيُّ القَيُومُ وَأتُوبُ إلَيهِ" گناهانش آمرزيده می شود؛ اگرچه از ميدان نبرد فرار کرده باشد.
بیشترین چیزی که از آن در مورد شما می ترسم، مردی است كه قرآن را می خواند و تازگی و درخشندگی قرآن بر او مشاهده می شود و رنگ و بوی دفاع از اسلام را بخود گرفته است، آنگاه قرآن را چنانکه خدا می داند تغییر می دهد و آن را ترک گفته و پشت سر می اندازد، بر همسايه اش شمشير می كشد و او را متهم به شرک می كند.
الله متعال از میان فرزندان اسماعیل کنانه را برگزید و از میان کنانه قریش را برگزید و از میان قریش بنی هاشم را برگزید و از میان بنی هاشم مرا برگزید و من سرور فرزندان آدم هستم و فخر فروشی و تکبر نمی کنم. و من اولین کسی هستم که زمین برای او شکافته می شود و اولین شفیع هستم و اولین کسی هستم که شفاعتش قبول می شود.
رسول الله صلی الله علیه وسلم یک ماه بعد از رکوع قنوت خواند و در آن علیه قبایلی از بنی سلیم دعا می کرد.
فلان نماز را در فلان وقت بخوانيد و فلان نماز را در فلان وقت بخوانيد. و هرگاه وقت نماز فرا رسيد، يكی از شما اذان بگويد و كسی كه بيشتر قرآن می داند، امامت دهد.
یا الله، در دلم، چشمانم، گوش هايم، سمت راستم، سمت چپم، بالای سرم، زير پايم، پيش رويم و پشت سرم، نوری قرار بده.
بدترين غذا، غذای وليمه است؛ ثروتمندان برای آن دعوت می شوند و فقرا و مساکين ترک می شوند. و کسی که دعوت [وليمه] را اجابت نکند، نافرمانی الله و رسولش کرده است.
هرگاه يکی از شما دعوت شد، بايد اجابت کند؛ اگر روزه داشت - برای ميزبان - دعا نمايد و اگر روزه نداشت، غذا بخورد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم در بیماری وفات سوال می کرد و می گفت: «فردا کجا خواهم بود، فردا کجا خواهم بود». و منظورش این بود که نوبت عایشه چه وقت است؛ این بود که همه ی همسران به ایشان اجازه دادند هر جا که می خواهد باشد.
هرگاه خدمتکارِ يکی از شما برايش غذا آورد، اگر او را با خود - سرِ سفره - ننشاند، لااقل يکی دو لقمه به او بدهد؛ زيرا او زحمت تهيه ی غذا را کشيده است.
زنی به خاطر گربه ای که آن را زندانی کرده بود تا اینکه (گربه) مرد، عذاب داده شد و به اين سبب وارد دوزخ گرديد. (چون وقتی گربه را زندانی کرد) نه به او آب داد و نه غذا و نه آزادش کرد که از جانوران زمين - شکار کند و - بخورد.
سرکش ترین مردم در برابر الله سه دسته هستند: آنکه کسی را در حرم الهی بکشد، آنکه کسی را به جای قاتل بکشد و آنکه کسی را به سبب دشمنی دوران جاهلیت بکشد.
اجْتَنِبُوا هَذِهِ الْقَاذُورَةَ الَّتِي نَهَى اللَّهُ عَنْهَا فَمَنْ أَلَمَّ فَلْيَسْتَتِرْ بِسِتْرِ اللَّهِ وَلْيُتُبْ إِلَى اللَّهِ، فَإِنَّهُ مَنْ يُبْدِ لَنَا صَفْحَتَهُ نُقِمْ عَلَيْهِ كِتَابَ اللَّهِ عز وجل». یعنی: «از این پلیدی که خداوند از آن نهی کرده است، دوری کنید. پس هر کس [به آن] آلوده شد، باید خود را با پوشش خداوند بپوشاند و به درگاه خدا توبه کند. زیرا هر کس صفحهاش (گناهش) را برای ما آشکار کند، ما کتاب خداوند عز و جل را بر او برپا میداریم
از لباسهایتان، [لباس] سفید را بپوشید، زیرا آن از بهترینِ لباسهای شماست، و مردگانتان را در آن کفن کنید
هیچ مسلمانی نیست که مصیبتی به او برسد و آنچه را خدا به آن امر کرده است، بگوید: {إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ} [بقره: ۱۵۶] (همانا ما از آنِ الله هستیم و به سوی او بازمیگردیم)، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا (خداوندا، مرا در مصیبتم پاداش ده و برایم بهتر از آن را جایگزین کن)
مرا با دنیا چه کار؟ مَثَلِ من در دنیا، تنها مانند سواری است که زیر درختی سایه میگیرد، سپس کوچ میکند و آن را رها میسازد
به دلیل ندانستن اين مساله گریه نمی کنم که آنچه نزد الله متعال وجود دارد برای پيامبرش بهتر است، بلکه دلیل گریه ام قطع شدن وحی از آسمان است. [راوی می گويد:] اين سخن ام ايمن، ابو بکر و عمر را نيز به گريه انداخت و هر دو همراه او گريستند.
امروز دربان رسول الله صلى الله عليه وسلم خواهم شد. در اين ميان ابوبكر رضی الله عنه آمد و در را فشار داد. گفتم: كيست؟ گفت: ابوبكر. گفتم: صبر كن. آنگاه نزدِ رسول الله صلى الله عليه وسلم رفتم و گفتم: ای رسول خدا، ابوبکر آمده و اجازه ی ورود می خواهد. فرمود: «ائْذَنْ لَهُ وَبَشِّرْهُ بِالجَنَّةِ»: «به او اجازه ی ورود و بشارت بهشت بده».
اين آيات و نشانه هايی که الله متعال می فرستد به سبب مرگ و زندگی کسی نيست، بلکه الله متعال آنها را از این جهت می فرستد تا بندگانش را بترساند؛ پس اگر اين آيات را ديديد به ذکر الله و دعا و طلب مغفرت و آمرزش پناه ببرید.
الله متعال می فرماید: محبت من برای کسانی که به خاطر من با يکديگر دوستی و همنشينی می کنند و به خاطر من به ملاقات هم می روند و به خاطر من، به يکديگر بذل و بخشش می نمايند، واجب شده است.
هرگاه عده ای از نيروهای پشتيبانی يمن نزد عمر بن خطاب رضی الله عنه می آمدند، عمر رضی الله عنه از آنها می پرسيد: آيا اويس بن عامر با شماست؟
هيچگاه از عمر رضی الله عنه نشنيدم که درباره ی چيزی بگويد: «گمانم در اين مورد چنين است»، مگر اينکه مطابق گمانش رخ می داد.
ای ابابَطن ما تنها به خاطر سلام کردن - به بازار - می رويم و به هر کسی که برخورد می کنيم، سلام می گوييم.
مردمانی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدند و گفتند: مردانی را با ما بفرست تا به ما قرآن و سنت بیاموزند. رسول الله صلى الله عليه وسلم هفتاد مرد از انصار را نزدشان فرستاد که به آنان «قُرّاء» (قاريان) گفته می شد و دايی ام حرام نيز با آنان بود.
اما بعد؛ به الله سوگند، من از اين اموال به برخی از مردم می دهم و به برخی هم نمی دهم؛ اما نزد من کسانی که سهمی به آنها نداده ام، از کسانی که سهمی به آنها داده ام، محبوب ترند.
هيچ فرزندی نمی تواند حق پدرش را ادا کند، مگر اينکه پدرش را برده ی کسی ببيند و او را خريداری و آزاد کند.
به به، اين مال سودمندی است؛ اين مالِ سودمندی است و آنچه گفتی، شنيدم؛ نظرِ من اين است که آن را ميانِ خويشاوندانت تقسيم کنی.
در ميان امت های پيش از شما شخصی بود که نود و نُه نفر را کشته بود؛ آنگاه به جستجوی داناترين فرد آن سرزمين پرداخت؛ راهبی را به او نشان دادند. نزد وی رفت و گفت: نود و نه نفر را کشته است. آيا راهی برای توبه دارد؟ راهب پاسخ داد: «خير». پس او را هم کشت.
شيطان همانند خون در بدن انسان جريان می يابد و من ترسيدم که شايد شيطان در دلهای تان گمانِ بدی انداخته باشد.
در هيچ غزوه ای جز غزوه ی تبوک، از همراهی با رسول الله صلى الله عليه وسلم تخلف نکردم؛ البته در غزوه ی بدر نيز شرکت نداشتم. و هيچيک از کسانی که در بدر حضور نداشتند، سرزنش نشدند.
اهالی کوفه از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه - که والیِ آنها بود - به عمر بن خطاب رضی الله عنه شکايت کردند. و عمر او را برکنار کرد و عمار رضی الله عنه را بر آنان گماشت.
آنها (در مورد این مال) دو گزينه پيشِ روی من گذاشتند که: با رفتار و گفتار بد آن را از من بگیرند يا مرا بخيل بخوانند؛ درحالی که من بخيل نيستم.
سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، اگر هميشه همان وضعی را داشته باشيد که نزد من داريد و همواره در ذکر و ياد الله باشيد، ملائکه در خانه ها و در راه ها با شما دست می دهند؛ اما ای حنظله، ساعتی (برای عبادت الله) و ساعتی (برای استراحت و رسيدگی به کارهای دنيا).
تأخير نمودن ثروتمند برای ادای بدهی اش، ظلم است؛ و چون يکی از شما برای دريافت طلبش به شخص توانگری حواله داده شد، بپذيرد و به او مراجعه کند.
هنگامی که يمنی ها - به مدينه - آمدند، رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «اهل يمن نزد شما آمده اند».
مردم مانند معادن طلا و نقره هستند؛ آنان كه در جاهليت بهترين مردم بودند، در اسلام نيز بهترين مردم هستند، البته به شرطی که شناخت و دانش دينی داشته باشند. و ارواح مانند سپاهيان و دسته های گوناگون يک سپاه هستند؛ آنها که يکديگر را بشناسند (و ويژگی های يکسانی داشته باشند)، با هم الفت می گيرند و آنها که يکديگر را نشناسند، از هم دور می شوند و با هم اُنس نمی گيرند.
با انس بن مالک رضی الله عنه نزد چند نفر مجوسی بوديم؛ در ظرفی از جنس نقره، فالوده آوردند که انس بن مالک از آن نخورد.
گویا هنوز عادت های جاهليت در تو وجود دارد؛ اينها برادران و خدمتکاران شما هستند که الله متعال ايشان را زيردستِ شما قرار داده است؛ پس هرکس برادرش زيردستِ اوست، بايد از همان غذايی که خود می خورَد، به او نيز بخوراند و از همان لباسی که خود می پوشد، به او نيز بپوشاند. آنها را به کاری که در توان شان نيست، مکلّف نسازيد و اگر آنان را به کاری مکلّف ساختيد، به آنها کمک کنيد.
وقتی روز قيامت فرا می رسد، الله متعال به هر مسلمانی يک يهودی يا نصرانی می دهد و می فرمايد: اين عوض و بلاگردان تو از آتش دوزخ است.
«آيا کسی از شما خوابی ديده است؟» و کسی که الله می خواست، خوابش را تعريف می کرد. يک روز صبح به ما فرمود: «امشب دو ملک (درخواب) نزدم آمدند و به من گفتند: با ما بيا و من با آن دو رفتم».
یا الله، عیاش بن ابی ربیعه را نجات بده؛ یا الله، سلمه بن هشام را نجات بده؛ یا الله، ولید بن ولید را نجات بده؛ یا الله، مؤمنان ضعیف را نجات بده؛ یا الله، قهر و غضبت را بر قوم مُضَر نازل کن و آنان را دچار خشکسالی مانند خشکسالی دوران يوسف بگردان.
رسول الله صلى الله عليه وسلم ذکر مردی از بنی اسرائيل نمود که از فرد ديگری از بنی اسرائيل درخواست نمود هزار دينار به او قرض بدهد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما خبر داد که در گذشته چه بوده و در آينده چه خواهد بود؛ داناترين ما کسی بود که نکات بيشتری را به خاطر سپرد.
«ای ابومسعود، بدان که قدرت و توان الله بر تو بیش از قدرت و توان تو بر این غلام است». گفتم: پس از اين هرگز هيچ غلامی را نمی زنم.
هر مالی که به يکی از بندگانم عنايت کرده ام، حلال است. همانا من همه ی بندگانم را مسلمان و بر راه راست آفريدم؛ اما شيطان ها نزد آنها آمده و آنان را از دين شان منحرف می کنند.
پرودگارا، مرا ياری ده و بر عليه من ياری مده، مرا نصرت ده و بر عليه من نصرت مده، برای من چاره انديشی كن و بر عليه من چاره ميانديش؛ و مرا هدايت كن و هدايت مرا برايم آسان گردان و مرا بر كسانی كه عليه من سركشی و ستم نموده اند، ياری گردان.
سه نفر از منزل خارج شده و راه مى رفتند که باران شروع به باریدن گرفت؛ بنابراین به غارى در كوهى پناه بردند که سنگ بزرگى غلطيد و در غار را بر آنان بست.
من بر امتم از دو چیز می ترسم: قرآن و شیر؛ اما در رابطه با شیر (مردم) به چراگاه ها رفته و به دنبال لذت های خود می افتند و نمازها را ترک می گویند؛ و اما در رابطه با قرآن، منافقان آن را فرا گرفته تا به وسیله ی آن با مؤمنان مجادله نمایند.
جبریل با تصویری از عایشه رضی الله عنها در پارچه ی ابریشمی سبزی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و فرمود: این همسر تو در دنیا و آخرت می باشد.
ابراهيم پسرم بود که در دوران شيرخوارگی فوت نمود. او در بهشت دو دايه خواهد داشت که دوران شيرخوارگی اش را کامل می کنند.
در روز جنگ اُحُد، دو زره بر تن رسول الله صلی الله علیه وسلم بود؛ چون خواست بالای صخره برود، نتوانست؛ پس طلحه را نشاند و او را پله کرد و از صخره بالا رفت. زبير می گويد: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنيدم که فرمود: «طلحه با اين کارش بهشت را بر خود واجب کرد».
برای رسول الله صلی الله علیه وسلم در ظرف آب کشمش می ریختند و ایشان همان روز و فردایش و پس فردایش از آن می نوشید و چون شب روز سوم می رسید، از آن می نوشید و به دیگری می نوشاند و اگر چیزی از آن باقی می ماند، دور می ریخت.
هرگاه يکی از شما عطسه زد، بايد بگويد: «الْحَمْدُلِله» و برادر يا دوستش به او بگويد: «يَرْحَمُكَ الله» و چون (برادر يا دوستش) به او «يَرْحَمُكَ الله» گفت، عطسه زننده باید بگويد: «يَهْدِيكُمُ اللّهُ وَيُصْلِحُ بَالَكُمْ». [يعنی: الله شما را هدايت کند و احوال تان را اصلاح بگرداند.]
هرکس الله متعال او را از شرّ پاره گوشت ميان دو فکش و همچنین از شرّ پاره گوشت ميان دو پايش حفاظت کند، وارد بهشت می شود.
يا الله، تسليم تو شدم، به تو ايمان آوردم، بر تو توکل کردم، به سوی تو روی آوردم و به کمک تو، با دشمنان مقابله نمودم. يا الله، هيچ معبود راستينی جز تو نيست، به عزت تو پناه می برم که مبادا مرا گمراه کنی؛ تو، هميشه زنده ای هستی که هرگز نمی ميری و جن ها و انسان ها می ميرند.
چگونه می توانم شادمان و راحت باشم درحالی که صاحبِ صور، آن را بر دهانش گذاشته و منتظرِ فرمان دميدن است تا در آن بدَمَد؟
بار الها آنچه در گذشته مرتکب شده ام و آنچه در آينده از من سر می زند و گناهان نهان و آشکارم را ببخشای.
بار الها، ای پروردگار مردم، و ای از ميان برنده ی بيماری، - اين بنده را - شِفا ده که شِفادهنده تویی و شفادهنده ای جز تو وجود ندارد؛ چنان بهبودی و شفايی عنايت بفرما كه هيچ بيماری باقی نگذارد.
بهشت و دوزخ با هم گفتگو کرده و هریک دلایل خود را ارائه داد؛ بهشت گفت: ضعیفان و فقیران وارد من می شوند؛ و دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران وارد من می شوند. آنگاه الله متعال به دوزخ فرمود: تو عذاب من هستی که به وسیله ی تو از هر که بخواهم انتقام می گیرم؛ و به بهشت فرمود: تو رحمت من هستی که به وسیله ی تو به هرکس بخواهم رحم می کند.
سوگند به ذاتی که جان محمد در دست اوست، من اميدوارم که شما نصف بهشتيان باشيد؛ زيرا کسی جز مسلمان وارد بهشت نمی شود. شما نسبت به مشرکان، مانند موی سفيدی در پوست گاوی سياه هستيد؛ يا مانندِ مويی سياه در پوست گاوی سرخ موی.
بهشتيان، غرفه های - ساير بهشتيان - را در بهشت، آن گونه می بينند که شما ستارگان را در آسمان مشاهده می کنيد.
كَانَ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ بِهِ جُرْحٌ، فَجَزِعَ، فَأَخَذَ سِكِّينًا فَحَزَّ بِهَا يَدَهُ، فَمَا رَقَأَ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: بَادَرَنِي عَبْدِي بِنَفْسِهِ، حَرَّمْتُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ». «در میان کسانی که پیش از شما بودند، مردی بود که زخمی داشت، پس بیتابی کرد و کاردی برداشت و با آن دست خود را برید. پس خون بند نیامد تا اینکه مرد. الله تعالی فرمود: بندهٔ من در گرفتن جانش بر من پیشی گرفت، من بهشت را بر او حرام کردم
اللهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَإِلَيْكَ أَنَبْتُ، وَبِكَ خَاصَمْتُ، اللهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِعِزَّتِكَ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تُضِلَّنِي، أَنْتَ الْحَيُّ الَّذِي لَا يَمُوتُ، وَالْجِنُّ وَالْإِنْسُ يَمُوتُونَ» یعنی: «خداوندا، تسلیم تو شدم، به تو ایمان آوردهام، بر تو توکل کردهام، به سوی تو برگشتهام، و به تو در همهٔ امورم احتجاج میکنم. به عزت تو پناه میآورم از اینکه مرا گمراه سازی. هیچ معبودی بهحق جز تو نیست، تویی که زندهای و نمیمیری، در حالی که جنیان و انسانها میمیرند
هرگاه بندهٔ مسلمان - یا مؤمن - وضو بگیرد و صورتش را بشوید، همهٔ گناهانی که با چشمانش به آن نگریسته، همراه با آب خارج میشود - یا با آخرین قطرهٔ آب -
مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: السلام علیکم. ایشان پاسخش را دادند، سپس آن مرد نشست. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «عَشْرٌ
ای ابوسعید، هر کس به الله به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان پیامبر راضی باشد، بهشت بر او واجب میشود
هر کس بگوید: سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ (الله بزرگ پاک و منزه است و با ستایش او [او را تسبیح میگویم])، برایش نخلی در بهشت کاشته میشود
برای هیچ زن مسلمانی حلال نیست که به اندازهٔ مسیر یک شب سفر کند، مگر آنکه مردی از محارمش همراه او باشد
آیا خدا برای شما راههایی برای صدقه دادن قرار نداده است؟ هر تسبیح (ذکر «سبحانالله») صدقه است، هر تکبیر (ذکر «اللهاکبر») صدقه است، هر تحمید (ذکر «الحمدلله») صدقه است، هر تهلیل (ذکر «لا إله إلا الله») صدقه است، هر امر به معروف (دعوت به کار نیک) صدقه است، هر نهی از منکر (بازداشتن از بدی) صدقه است، و حتی همبستری یکی از شما با همسرش نیز صدقه است
لَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَنَاجَشُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَانًا
هر کس غمی از غمهای دنیا را از مؤمنی برطرف سازد، خداوند گرفتاری و غمی از غمهای روز قیامت را از او برطرف میسازد،
إِزْرَةُ الْمُسْلِمِ إِلَى نِصْفِ السَّاقِ، وَلَا حَرَجَ -أَوْ لَا جُنَاحَ- فِيمَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْكَعْبَيْنِ، وَمَا كَانَ أَسْفَلَ مِنَ الْكَعْبَيْنِ فَهُوَ فِي النَّارِ، مَنْ جَرَّ إِزَارَهُ بَطَرًا لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ». «اِزار مرد مسلمان تا نصف ساق است، و در [اندازهای] که میان آن و دو قوزک پا باشد، ایرادی - یا گناهی - نیست. و آنچه پایینتر از دو قوزک باشد، در آتش است. و هر کس از روی تکبر ازارش را [بر زمین] بکشد، خداوند به او نگاه نمیکند
هیچ مسلمانی نیست که دعایی کند که در آن گناه یا قطع رابطهٔ خویشاوندی نباشد، مگر آنکه الله به وسیلهٔ آن، یکی از سه چیز را به او میدهد: یا دعایش را به زودی [در دنیا] برایش برآورده میسازد، یا آن را در آخرت برایش ذخیره میکند، و یا به همان اندازه، بدی را از او دور میگرداند». گفتند: پس در این صورت، زیاد دعا میکنیم. فرمودند: «[فضل و عطای] الله بیشتر است
پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم هنگام سختی و گرفتاری میفرمودند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَظِيمُ الْحَلِيمُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَرَبُّ الْأَرْضِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ
به کسی که پایینتر از شماست بنگرید، و به کسی که بالاتر از شماست ننگرید؛ زیرا این کار سزاوارتر است برای آنکه نعمت خدا بر خودتان را کوچک و حقیر نشمارید
حق مسلمان بر مسلمان شش چیز است.» گفته شد: ای رسول خدا، آنها چه هستند؟ فرمودند: «هرگاه او را ملاقات کردی، بر او سلام کن؛ و هرگاه تو را دعوت کرد، دعوتش را بپذیر؛ و هرگاه از تو نصیحت خواست، او را نصیحت کن؛ و هرگاه عطسه زد و الحمدلله گفت، برایش دعا کن (بگو یرحمک الله)؛ و هرگاه بیمار شد، او را عیادت کن؛ و هرگاه از دنیا رفت، در تشییع جنازهاش شرکت کن
رسول خدا صلی الله علیه و سلم در سجدهٔ خود میفرمودند: ««اللهُمَّ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي كُلَّهُ دِقَّهُ، وَجِلَّهُ، وَأَوَّلَهُ وَآخِرَهُ وَعَلَانِيَتَهُ وَسِرَّهُ
همانا پروردگار شما بسیار باحیا و کریم است؛ از بندهٔ خود، آنگاه که دستانش را به سوی او بلند میکند، حیا میکند که آنها را خالی بازگرداند
من بعد از تو چهار کلمه را سه بار گفتم که اگر با آنچه تو از [آغاز] امروز گفتهای وزن شود، از آنها سنگینتر خواهد بود
هیچ گروهی در مجلسی ننشینند که در آن خدا را یاد نکنند و بر پیامبرشان درود نفرستند، مگر آنکه آن [مجلس] مایهٔ حسرت و پشیمانی برایشان خواهد بود؛ پس اگر [خدا] بخواهد، آنان را عذاب میدهد و اگر بخواهد، آنان را میآمرزد
ای پروردگار مردم، این بیماری را ببر و شفا بده که تویی شفادهنده. هیچ شفایی جز شفای تو نیست؛ شفایی که هیچ بیماریای را باقی نگذارد)
همانا محبوبترین شما نزد من و نزديکترين شما به همنشینی من در روز قیامت، خوشاخلاقترین شماست؛ و همانا مبغوضترين شما نزد من و دورترين شما از همنشینی من در روز قيامت، افراد بيهودهگو و گزافهگو و «مُتَفَيهقون» هستند». گفتند: ای رسول الله، افراد بيهودهگو و گزافهكو را میشناسيم، اما «مُتَفَيهقون» چه کسانی هستند؟ فرمود: «متكبران
به راستی رستگار شد کسی که اسلام آورد، و به اندازهٔ کفایت روزی داده شد، و الله او را به آنچه به وی عطا کرده، قانع گردانید
هر کس از شما در حالی صبح کند که در بدنش سالم، در میان خانواده و راهش ایمن، و غذای روزش را داشته باشد، پس گویی که دنیا برای او گرد آمده است
باد را دشنام ندهید، پس هرگاه چیزی را دیدید که ناخوش میدارید، بگویید: خداوندا، ما از تو خیر این باد و خیر آنچه در آن است و خیر آنچه به آن فرمان داده شده را میخواهیم، و به تو پناه میبریم از شر این باد و شر آنچه در آن است و شر آنچه به آن فرمان داده شده است
هیچ یک از شما نگوید: خداوندا، اگر خواستی مرا بیامرز، اگر خواستی به من رحم کن، اگر خواستی به من روزی بده؛ بلکه باید در خواستهاش قاطع باشد، زیرا او (خداوند) هر چه را بخواهد انجام میدهد و هیچ اجبارکنندهای برای او نیست
به خاک مالیده باد بینیِ مردی که من نزد او یاد شوم و بر من درود نفرستد، و به خاک مالیده باد بینیِ مردی که رمضان بر او وارد شود و قبل از آنکه آمرزیده شود، [ماه] به پایان رسد، و به خاک مالیده باد بینیِ مردی که پدر و مادرش در نزد او به پیری رسند و او را وارد بهشت نکنند
هیچ دو مسلمانی با یکدیگر ملاقات نمیکنند و با یکدیگر مصافحه نمیکنند، مگر آنکه پیش از جدا شدن، مورد آمرزش قرار میگیرند
همانا دلهای همهٔ بنیآدم میان دو انگشت از انگشتان [خداوند] رحمان، مانند یک دل واحد است، و آن را هرگونه که بخواهد، میگرداند
الله خرم و نورانی کند چهرهٔ کسی را که چیزی از ما بشنود و همانگونه که شنیده است، آن را برساند؛ چه بسا کسی که [حدیث] به او رسانده میشود، از شنوندهٔ [اول] فهمیدهتر باشد
همانا برای مؤمن در بهشت، خیمهای از یک مرواریدِ توخالی است که طول (ارتفاع) آن شصت میل است. مؤمن در آن همسرانی دارد که بر آنان دور میزند و برخی از آنان برخی دیگر را نمیبینند
خداوند تبارک و تعالی فرمود: برای بندگان صالحم چیزهایی آماده کردهام که نه چشمی دیده، و نه گوشی شنیده، و نه بر قلب بشری خطور کرده است
ایشان نه زشتگو بودند و نه به زشتگویی تظاهر میکردند و نه در بازارها اهل داد و فریاد بودند، و بدی را با بدی پاسخ نمیدادند، بلکه عفو و گذشت میکردند
همانا قبر، اولین منزل از منزلگاههای آخرت است، پس اگر [کسی] از آن نجات یابد، آنچه پس از آن است آسانتر از آن است، و اگر از آن نجات نیابد، آنچه پس از آن است، سختتر از آن است
عرض کردم: ای رسول خدا، به چه کسی بیشتر نیکی کنم؟ فرمودند: «أُمَّكَ، ثُمَّ أُمَّكَ، ثُمَّ أُمَّكَ، ثُمَّ أَبَاكَ، ثُمَّ الْأَقْرَبَ فَالْأَقْرَبَ» یعنی: «مادرت، سپس مادرت، سپس مادرت، سپس پدرت، سپس نزدیکتر [از نظر خویشاوندی] و سپس نزدیکتر
همانا اولین گروهی که وارد بهشت میشوند، بر صورت ماه [کامل] شب بدر هستند. سپس کسانی که پس از آنان میآیند، بر [صورت] درخشانترین ستارهٔ مرواریدگون در آسمان از نظر روشنایی هستند. نه ادرار میکنند و نه مدفوع، نه آب دهان میاندازند و نه بینی پاک میکنند. شانههایشان از طلاست، و عرقشان مشک است، و مجمرهایشان (عودسوزهایشان) از چوب عود هندی است، و همسرانشان حورالعین هستند. همگی بر خلقت یک مرد، بر صورت پدرشان آدم، با قدی به بلندیِ شصت ذراع در آسمان هستند
در بهشت صد درجه است که میان هر دو درجه، مانند فاصلهٔ میان آسمان و زمین است. و فردوس، بالاترین درجهٔ آن است و چهار نهر بهشت از آنجا سرچشمه میگیرد و بالای آن، عرش قرار دارد
اگر مردم میدانستند چه [فضیلتی] در اذان و صف اول است، سپس [برای به دست آوردن آن] راهی جز قرعهکشی نمییافتند، هرآینه بر سر آن قرعهکشی میکردند
هر کس بگوید: به الله به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان پیامبر راضی شدم، بهشت بر او واجب میشود
هر کس خود را از کوهی پرت کند و به این وسیله خود را بکشد، او در آتش دوزخ [نیز] پیوسته خود را [از بلندی] پرت میکند و برای همیشه در آن جاودان خواهد بود
هفت گروه هستند که الله تعالی در روزی که هیچ سایهای جز سایهٔ او نیست، آنان را در سایهٔ خود قرار میدهد
أَيُّمَا امْرِئٍ قَالَ لِأَخِيهِ: يَا كَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهَا أَحَدُهُمَا، إِنْ كَانَ كَمَا قَالَ، وَإِلَّا رَجَعَتْ عَلَيْهِ». یعنی: «هر کس به برادرش بگوید: ای کافر، پس آن [وصف] به یکی از آن دو بازگشته است؛ اگر همانگونه باشد که گفته، [به خودِ اوست] وگرنه به گوینده بازمیگردد
خداوند عز و جل فرمود: فرزند آدم مرا میآزارد، [زیرا] دهر (روزگار) را دشنام میدهد در حالی که من دهر هستم. کارها به دست من است و من شب و روز را میگردانم