در مورد اسلام سخنی به من بگو که از کسی جز تو در مورد آن نپرسم. فرمود: «قُلْ: آمَنْتُ بِاللهِ، ثُمَّ اسْتَقِمْ»: «بگو: به الله ایمان آوردم، سپس استقامت کن
طهارت، نیمهی ایمان است؛ و «الحمدُ لله» ترازوی اعمال را پر میکند؛ و «سبحان الله» و «الحمد لله» میان آسمان و زمین را پر میکنند ـ یا فرمود: پر میکند
چهار [خصلت] است که اگر در کسی باشد منافقی خالص است و هرکس خصلتی از آن در وی باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا آنکه ترکش کند: چون سخن گوید دروغ گوید و چون پیمان ببندد پیمان شکند و چون وعده دهد خلاف وعده کند و چون دشمنی کند از حد به در رود و حق کشی کند
نیکی: خوشخویی است، و گناه آن است که در دلَت احساس ناراحتی کنی و کراهت داشته باشی که مردم بر آن آگاه شوند
من بینیازترین شریکان از شرک هستم؛ هرکس عملی را انجام دهد که در آن دیگری را با من شریک سازد، او و شرکش را رها میکنم
هرکس درحالی به دیدار الله برود که چیزی را با او شریک نیاورده باشد، وارد بهشت میشود و کسی که به دیدار او برود درحالیکه به او شرک آورده، وارد دوزخ میشود
هرکس برای من آنچه بین فکها و پاهایش هست [یعنی دهان و شرمگاه] را تضمین کند [که با آن دو مرتکب گناه نمیشود] بهشت را برای او تضمین میکنم
از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ بیشترین چیزی که مردم را وارد بهشت میکند پرسیده شد؛ ایشان فرمودند: «تقوای الله و اخلاق نیک
پاکی [به وسیلهی وضو و غسل] نصف ایمان است و الحمدلله ترازو را پر میکند و سبحان الله والحمدلله ما بین آسمانها و زمین را پر میکنند
در مورد اسلام سخنی به من بگو که از کسی جز تو در مورد آن نپرسم. فرمود: «قُلْ: آمَنْتُ بِاللهِ، ثُمَّ اسْتَقِمْ»: «بگو: به الله ایمان آوردم، سپس استقامت کن
این دو عذاب داده میشوند، آن هم به خاطر گناهانی كه [در نظر شما] بزرگ نیستند؛ یکی از آن دو از ادرار خود پرهیز نمیکرد و دیگری سخنچینی میکرد
همانا دنیا شیرین و سرسبز (دلربا) است و الله شما را در آن جانشین یکدیگر قرار داده است؛ و نظارهگر این است که چگونه عمل خواهید کرد؛ پس از دنیا و از زنان پروا دارید
مردی از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهی قیامت پرسید و گفت: قیامت چه زمانی است؟ فرمود: «وَمَاذَا أَعْدَدْتَ لَهَا»: «برایش چه آماده کردهای؟
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ این دعا را زیاد میخواند: «يَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ»: «ای دگرگونکنندهی دلها، قلب مرا بر دین خود استوار بگردان
زن و مرد مؤمن همواره در جان و مال و فرزندش مورد آزمايش قرار میگيرد تا آنکه الله متعال را در حالی ملاقات میکنند که هيچ خطا و گناهی بر آنها نيست
آیا از چیزی به شما خبر ندهم که بیش از مسیح دجال در مورد آن بر شما می ترسم؟ گفتند: بله ای رسول خدا؛ فرمود: شرک پنهان؛ اینکه مردی برخاسته و به نماز می ایستد و چون متوجه نگاه دیگری می شود، نمازش را آراسته می کند.
روز قيامت مردی را میآورند و در دوزخ میاندازند که رودههايش پاره میشود و او مانند الاغی که به دور آسياب میچرخد، پيرامون آن میگردد
این سنگی بود که از هفتاد سال پیش در دوزخ انداخته شده بود و همچنان در دوزخ فرود میآمد تا آنکه [اکنون] به قعر آن رسید
نزد سعيد بن جبير بودم که گفت: چه کسی از شما ستاره ای را دید که ديشب سقوط کرد؟ گفتم: من. سپس گفتم: من مشغول نماز خواندن نبودم بلکه عقربی مرا نيش زده بود.
نه سرایت بیماری [اصالتی دارد] و نه بدشگونی و نه هامه و صفر؛ و از جذامی چنان فرار کن که از شیر فرار میکنی
هر انسانی که به ناحق و مظلومانه کشته شود، نخستين فرزند آدم، در گناه قتلش شريک است؛ زيرا او نخستين کسی بود که قتل و خونريزی را بنا نهاد.
گفتم: یا رسول الله، [راه] نجات چیست؟ فرمود: «امْلِكْ عَلَيْكَ لِسَانَكَ، وَلْيَسَعْكَ بَيْتُكَ، وَابْكِ عَلَى خَطِيئَتِكَ»: «زبانت را نگهدار و [خلوت و عبادت در] خانهات را بر خود لازم بگير و بر گناهت گریه کن
در بهشت صد درجه وجود دارد که الله متعال آن را برای مجاهدانِ راه خود مهیا کرده است و فاصله ی هر درجه با درجه ی ديگر، به اندازه ی فاصله ی بين زمين و آسمان می باشد.
آتش دوزخ دو چشم را لمس نمی کند: چشمی که از خوف و خشيت الله بگريد؛ و چشمی که برای نگهبانی در راه الله بيدار بماند.
لَا يَمُوتَنَّ أَحَدُكُمْ إِلَّا وَهُوَ يُحْسِنُ بِاللهِ الظَّنَّ»: «هیچیک از شما نمیرد مگر آنکه نسبت به الله گمان نیک داشته باشد
اگر به اندازه ی کوه احد طلا داشته باشم، این باعث خوشحالی من خواهد بود که سه شب بر من نگذرد مگر اینکه چيزی از آن نزدم باقی نماند جز آنچه برای پرداخت بدهی نگه می دارم.
دنيا در برابر آخرت به مانند اين است که يکی از شما انگشتش را در آبِ دريا فروبَرَد و آنگاه بنگرد انگشتش با چه مقدار از آب دريا بازمی گردد.
هرکس يك جفت از يك چيز (مانند دو درهم يا دو اسب يا دو شتر و امثالِ آن) انفاق کند، از دروازه های بهشت ندا داده می شود: ای بنده ی الله، اين نتيجه ی کار خير است. هرکس اهل نماز باشد، از دروازه ی نماز و هرکس اهل صدقه باشد، از دروازه ی صدقه و هرکس اهل جهاد باشد، از دروازه ی جهاد فرا خوانده می شود.
همانا آسانترین عذاب در میان اهل آتش از آنِ کسی است که دو کفش و دو بند کفش از آتش دارد، که از [حرارت] آن دو، مغزش چنان به جوش میآید که دیگ به جوش میآید. [او] چنان میپندارد که هیچکس عذابی شدیدتر از او ندارد، در حالی که بیتردید او آسانترین عذاب را دارد
سه چيز مُرده را همراهی می کند: خانواده، مال و عمل او. دو تا از آنها بازمی گردند و يکی با او می ماند: خانواده و مالش برمی گردند و عملش با او می ماند.
نیکی، خوشاخلاقی است و گناه، آن چیزی است که در سینهات تردید ایجاد میکند (و دلت را ناآرام میسازد) و خوش نداری که مردم از آن آگاه شوند
به راستی که شادمانی الله از توبه ی بنده اش، بيشتر از شادی يکی از شماست که شتر گمشده اش را در بيابان می يابد.
الله عزوجل دستش را در شب باز میکند تا گنهکار روز توبه نماید؛ و دستش را در روز باز میکند تا گنهکار شب توبه کند؛ تا اینکه خورشید از مغرب طلوع نماید
آيا به شما از کسی خبر بدهم که بر آتش دوزخ حرام است يا از کسی که آتش دوزخ بر او حرام می باشد؟ آتش دوزخ بر هر مسلمانِ خوش برخورد، باوقار، نرم خو و آسان گير حرام است.
هرکس ترس و نگرانی داشته باشد، ابتدای شب حرکتش را آغاز می کند و کسی که ابتدای شب حرکت کند، به مقصد می رسد. آگاه باشيد که کالای الله، ارزنده و گران بهاست؛ آگاه باشيد که کالای الله بهشت است.
آتش برخی از دوزخيان را تا دو قوزک پاهای شان فرا می گيرد و عده ای را تا زانوهای شان و گروهی را تا کمرهای شان و برخی را تا شانه های شان.
ای فرزند آدم، تا وقتی که مرا بخوانی و به من اميدوار باشی، همهٔ گناهانی که از تو صادر شده میبخشم و [به گناهانت] اهميت نمیدهم
روز قيامت درحالی دوزخ آورده می شود که هفتادهزار افسار دارد و با هر افساری، هفتادهزار مَلَک هستند که آن را می کِشند.
از رسول الله صلى الله عليه وسلم سؤال شد: چه چيزی بيش از همه مردم را واردِ بهشت می کند؟ فرمود: «تقوای الهی و خوش خلقی». و پرسيده شد: چه چيزی بيش از همه مردم را وارد دوزخ می گرداند؟ فرمود: «دهان و شرمگاه».
آيا به شما خبر دهم که "عَضْه" (=دروغ و بهتان) چيست؟ همان سخن چينی و ایجاد خصومت و دشمنی از این طریق در بین مردم است.
بنده ی دينار و درهم و خمیصه و خمیله (پارچه های نفيس) نابود باد. زيرا اگر به او عطا شود، خرسند می گردد و اگر عطا نشود، خشمگين و ناراحت می شود. (چنين شخصی) هلاك و سرنگون باد (تا جايی كه) اگر خاری به پايش خلد، كسی پيدا نشود آن را در آورد.
(روز قیامت) در وسط جهنم پلی را نصب می کنند که بر آن خارهایی چون خارهای سعدان است، سپس به مردم دستور می دهند تا از آن عبور کنند، برخی به سلامتی عبور می کنند و نجات می یابند؛ برخی زخمی می شوند اما در نهایت نجات می یابند، برخی نیز گرفتار شده و در جهنم واژگون می شوند.
منادی ندا میدهد: نعمت صحت و سلامتی برای شما خواهد بود و هیچگاه بیمار نمیشوید؛ نعمت زندگی و حیات جاودان برای شما خواهد بود و هیچگاه نمیمیرید؛ و نعمت جوانی همیشگی برایتان خواهد بود و هرگز پیر نمیشوید؛ و ناز و نعمت برای شما خواهد بود و هرگز طعم درد و رنج را نخواهید چشید
الله متعال خطاب به بهشتيان میفرمايد: ای بهشتيان؟ آنان میگويند: گوش به فرمانیم ای پروردگار ما، آمادهی خدمتيم. پس میفرمايد: آيا راضی هستيد؟ میگويند: چرا راضی نباشيم درحالیکه تو به ما چیزهایی ارزانی داشتهای که به هيچيک از مخلوقاتت عنايت نکردهای؟
بهشتيان صاحبان غرفه هایی را که بالاتر از آنان قرار دارند، مانند ستاره ای درخشان می بينند که در دوردست، در کرانه ای از شرق يا غرب آسمان سوسو می زند و اين به خاطر تفاضلی است که در ميان آنها وجود دارد.
نصيب آدمی زاد از زنا نوشته شده است که ناگزير به آن دچار می شود: زنای چشم، نگاه کردن و زنای گوش، گوش دادن و زنای زبان، سخن گفتن و زنای دست، گرفتن و زنای پا، گام برداشتن می باشد؛ و قلب - به سوی حرام - ميل و آزرو می کند و اين شرمگاه است که آن را تصديق يا تکذيب می نمايد.
دو گروه از دوزخيان هستند که آنها را نديدهام: گروهی که تازيانههايی چون دُم گاو با خود دارند و با آن مردم را میزنند. و زنانِ پوشیده و در عین حال لختی [از راه درست و از مسير اطاعت پروردگار] منحرف هستند و ديگران را نيز به انحراف و فتنه میکشانند
ای گروه زنان، صدقه بدهید، زیرا من شما را بیشترین اهل آتش دیدم.» گفتند: ای رسول خدا، به چه دلیل؟ فرمودند: «زیاد نفرین میکنید و از همسرانتان ناسپاسی میکنید. من کسی را ندیدهام که با وجود کاستی در عقل و دین، در ربودن عقل یک مرد هوشیار و دوراندیش، تواناتر از یکی از شما (زنان) باشد
من آخرين فرد دوزخی را که از دوزخ بيرون می آيد و آخرين فرد بهشتی را که وارد بهشت می شود، می شناسم؛ مردی است که بر روی زمين می خزد و از دوزخ بيرون می آيد. الله - عز وجل - به او می فرمايد: برو و واردِ بهشت شو. او به سوی بهشت می رود و تصور می کند که بهشت پُر است. پس باز می گردد و می گويد: پروردگارا، بهشت را پُر يافتم.
«آيا برای ديدن خورشيد نیم روز، در يک روز آفتابی دچار مشکل می شوید؟» گفتند: خیر. فرمود: «آيا برای ديدن ماه شب چهارده در یک شب صاف و بدون ابر دچار مشکل می شوید؟».
شما برای رسيدن به فرمانروايی و رياست تلاش می كنيد ولی روز قيامت باعث پشيمانی شما خواهد شد. رياست، شير دهنده ی خوبی است (لذات زيادی دارد) اما جدا شدن بدی دارد.
هرگاه کسانی را دیدید که پیگیر متشابه آن هستند، آنان همان کسانی هستند که الله از آنان نام برده، پس از آنان برحذر باشید
مردی نیست که گناهی مرتکب شود، سپس برخیزد و وضو بگیرد، آنگاه نماز بگزارد و پس از آن از الله آمرزش بخواهد، مگر آنکه الله او را میبخشد
چهار [خصلت] است که اگر در کسی باشد منافقی خالص است و هرکس خصلتی از آن در وی باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا آنکه ترکش کند: چون سخن گوید دروغ گوید و چون پیمان ببندد پیمان شکند و چون وعده دهد خلاف وعده کند و چون دشمنی کند از حد به در رود و حق کشی کند
زمانی فرا می رسد که شخص می خوابد و امانت داری از قلب او برداشته می شود؛ به گونه ای که تنها اثر اندکی از امانت داری در قلبش می ماند و چون دوباره می خوابد، امانت داری به کلی از قلب او برداشته می شود و اثر آن تنها همانند يک تاول باقی می ماند.
احترام و گرامی داشتِ پيرمرد مسلمان و حافظ و عالِم قرآن که در آن زياده روی يا کوتاهی نکند و نيز احترام حاکم و صاحب قدرتِ عادل، بخشی از بزرگ داشت و تعظيم الله متعال است.
من فرستاده ی الله به سوی تو هستم تا به تو خبر دهم که الله تو را دوست دارد؛ همان گونه که تو آن شخص را به خاطر الله دوست داری.
مسکين (بينوا)، کسی نيست که يک يا دو دانه ی خرما و يک يا دو لقمه او را (از درب خانه ها) برمی گرداند؛ در حقيقت مسکين کسی است که مناعت دارد (و گدايی نمی کند).
به بهشت سر زدم و ديدم که بيشتر بهشتيان فقرا هستند؛ و به دوزخ سر زدم، ديدم که بيشتر دوزخيان را زنان تشکیل می دهند.
بهشت و دوزخ با هم بگومگو کردند؛ دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران در من جای دارند. و بهشت گفت: مردم مستضعف و مستمند در من جای دارند.
شما مرتکب اعمالی می شويد که در نظرتان باريک تر از مو می باشد. - يعنی در نظر شما ناچيز و بی اهميت است؛ - حال آنکه ما در زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم آنها را جزو گناهان نابودکننده می شمرديم.
هرگاه الله متعال برای بنده اش اراده ی خير کند، عقوبت يا نتيجه ی اعمال بدش را در دنيا به تعجيل می اندازد و اگر نسبت به بنده اش اراده ی بد نمايد، او را در گناهش رها می کند تا در روز قيامت به حسابش برسد.
الله عز وجل می فرمايد: کسانی که به خاطر عظمت من (در راستای اطاعت و بندگی) با يکديگر دوستی و محبت می کنند، منبرهايی از نور دارند که پيامبران و شهيدان به آنان غبطه می خورند.
ای رسول خدا، به من بگوييد: اگر کسی می خواست مال مرا - به زور - بگيرد، چه کنم؟ فرمود: «مال خود را به او نده».
مردی زنی را بوسيد و سپس نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و ماجرا را گفت (و اظهار ندامت کرد). پس الله متعال اين آيه را نازل فرمود: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ»: «و در دو طرف روز [= آغاز و پایان روز] و ساعاتی از شب، نماز بگزار. بی تردید، نیکی ها بدی ها را از بین می برد».
مردی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا، گناهی انجام داده و سزاوار حد (مجازات شرعی) شده ام؛ آن را بر من اجرا کن.
از دنيا به شکل گسترده ای برخوردار شديم؛ لذا از اين می ترسيم که مبادا پاداش نيکی های خود را زودتر (در دنيا) دريافت کرده باشيم.
ای حکيم، اين مالِ دنيا دلچسب و شيرين است. هرکس آن را سخاوتمندانه - و بدون طمع - دريافت کند، برايش بابرکت خواهد بود؛ و هرکس از روی حرص و طمع آن را به دست بياورد، برايش برکتی نخواهد داشت. - چنين شخصی - مانندِ کسی خواهد بود که می خورد، اما سير نمی شود. و دستِ بالا (بخشنده) از دستِ پايين (گيرنده) بهتر است.
بر دروازه ی بهشت ايستادم؛ بيشترِ کسانی که واردِ بهشت می شدند، فقيران و مستمندان بودند و ثروتمندانِ بهشتی را نگه داشته و هنوز اجازه ی ورود نداده بودند.
هان! همانا دنیا ملعون است و آنچه در آن است ملعون است، مگر یاد الله و آنچه به آن نزدیک است و [شخص] عالم یا علمآموز
اگر مؤمن از مجازاتی آگاه بود که نزد الله است، هيچکس در بهشت طمع نمی کرد و اگر کافر از رحمتی آگاه بود که نزد الله است، هيچکس از بهشت پروردگار نااميد نمی شد.
وقتی به معراج رفتم از كنار گروهی گذشتم كه ناخن های مسی داشتند كه چهره ها و سينه های شان را با آن می خراشيدند؛ گفتم: ای جبريل، اينها چه كسانی هستند؟ گفت: اينان كسانی هستند كه گوشت مردم را می خورند و دست روی عزت و آبروی مردم می گذارند.
رسول الله صلى الله عليه وسلم را ديدم که تمام روز را درحالی سپری می کرد که از گرسنگی به خود می پيچيد و حتی خرمای نامرغوبی هم نمی يافت که با آن شکمش را سير کند.
در دنیا زاهد باش تا خدا تو را دوست بدارد، و نسبت به آنچه در دست مردم است بیرغبت باش تا مردم تو را دوست بدارند
بدانید که مردانی در مدينه هستند که شما هيچ مسيری را نپيموديد و هيچ گردنه و راهی را پشت سر نگذاشتيد، مگر آنکه با شما بودند؛ بيماری آنان را از همراهی با شما بازداشت.
هیچ آدمی ظرفی بدتر از شکم خود پر نکرده است. فرزند آدم را چند لقمه بس است که ستون بدنش را برپا دارد. و اگر ناچار باشد [بیشتر بخورد]، پس یکسوم برای خوراکش، یکسوم برای نوشیدنیاش، و یکسوم برای نفسش باشد
بهشت و دوزخ بر من عرضه شد و هرگز [صحنهای] مانند امروز، در [نشان دادنِ اوجِ] خیر و شر ندیده بودم. و اگر آنچه را من میدانم، شما میدانستید، هرآینه کم میخندیدید و بسیار میگریستید
اگر انسان يک دره ی پر از طلا داشته باشد، دوست دارد که صاحب دو دره ی طلا باشد و فقط خاک است که دهان انسان را پُر می كند؛ و هرکس توبه نمايد، الله توبه اش را می پذيرد.
در امت های پيش از شما مردمانی بودند که به آنها الهام می شد و اگر در امت من يک نفر اين چنين باشد، او عمر است.
همانا الله به من وحی نمود که نسبت به يکديگر فروتن باشيد تا هيچکس به ديگری فخر نفروشد و ستم و گردنکشی روا ندارد.
«از گوسفند چه باقی مانده است؟» عايشه رضی الله عنها پاسخ داد: فقط دستِ آن مانده است - و بقيه را صدقه دادم -. این بود که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «همه اش مانده است، جز دستِ آن».
سه گروه هستند که الله متعال با آنها سخن نمی گوید و پاک شان نمی کند و عذاب دردناکی برای آنان خواهد بود: پير زناکار، تهی دست متکبر و مردی که سوگند خوردن به الله کالای او می باشد: چيزی خرید و فروش نمی کند، مگر اينکه قسم می خورد.
ابوبکر صديق رضی الله عنه غلامی داشت که کار می کرد و بخشی از درآمدِ روزانه اش را برای ابوبکر می آورد و ابوبکر از آن می خورد.
هرگاه الله متعال بخواهد بر قومی عذاب نازل کند، عذاب همه ی آنها را دربرمی گیرد، سپس هریک بر اساس اعمالش حشر می شود.
اين انسان است و اين اجلِ اوست؛ در اين ميان که انسان به زندگی و آرزوهایش سرگرم است، ناگهان خطّ نزديک تر - يعنی مرگش - فرا می رسد.
بهشت و دوزخ با يکديگر مجادله کردند؛ پس دوزخ گفت: من به جباران و متکبران اختصاص داده شده ام. و بهشت گفت: مرا چه شده که فقط افراد ضعيف و حقير و ساده، وارد من می شوند؟
دو باغ وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس نقره هستند. و دو باغ ديگر وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس طلا می باشند؛ و در بهشت عدن بين مردم و نگاه کردن آنها به پروردگارشان چیزی جز ردای كبريايی بر صورتش وجود ندارد.
در بهشت درختی است که سوارکار بر اسبی ورزیده، تندرو و تیزپا، صد سال [در سایهٔ آن] میراند و آن را به پایان نمیرساند
رسول الله صلى الله عليه وسلم به احد رفت و پس از گذشتِ هشت سال از جریان احد، برای کُشته های اُحُد دعا کرد؛ مانند کسی که از زنده ها و مرده ها خداحافظی می کند.
هیچ مسلمانی نیست که سه فرزندِ نابالغش بميرند، مگر اینکه الله متعال به لطف رحمت خويش بر فرزندانِ آن شخص، او را وارد بهشت می گرداند.
نخستين کسی که روز قيامت درباره ی او قضاوت می شود، مردی است که شهيد شده است؛ او را می آورند و الله متعال نعمت هايش را به او يادآوری می کند و او هم آنها را می شناسد (و به آنها اعتراف می کند. الله) می فرمايد: در برابر اين همه نعمت چه کردی؟ می گويد: در راه تو جنگيدم تا اينکه شهيد شدم.
از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ نگاه ناگهانی پرسیدم، پس مرا امر نمود تا نگاهم را برگردانم
بیشترین چیزی که از آن در مورد شما می ترسم، مردی است كه قرآن را می خواند و تازگی و درخشندگی قرآن بر او مشاهده می شود و رنگ و بوی دفاع از اسلام را بخود گرفته است، آنگاه قرآن را چنانکه خدا می داند تغییر می دهد و آن را ترک گفته و پشت سر می اندازد، بر همسايه اش شمشير می كشد و او را متهم به شرک می كند.
زنی به خاطر گربه ای که آن را زندانی کرده بود تا اینکه (گربه) مرد، عذاب داده شد و به اين سبب وارد دوزخ گرديد. (چون وقتی گربه را زندانی کرد) نه به او آب داد و نه غذا و نه آزادش کرد که از جانوران زمين - شکار کند و - بخورد.
سرکش ترین مردم در برابر الله سه دسته هستند: آنکه کسی را در حرم الهی بکشد، آنکه کسی را به جای قاتل بکشد و آنکه کسی را به سبب دشمنی دوران جاهلیت بکشد.
اجْتَنِبُوا هَذِهِ الْقَاذُورَةَ الَّتِي نَهَى اللَّهُ عَنْهَا فَمَنْ أَلَمَّ فَلْيَسْتَتِرْ بِسِتْرِ اللَّهِ وَلْيُتُبْ إِلَى اللَّهِ، فَإِنَّهُ مَنْ يُبْدِ لَنَا صَفْحَتَهُ نُقِمْ عَلَيْهِ كِتَابَ اللَّهِ عز وجل». یعنی: «از این پلیدی که خداوند از آن نهی کرده است، دوری کنید. پس هر کس [به آن] آلوده شد، باید خود را با پوشش خداوند بپوشاند و به درگاه خدا توبه کند. زیرا هر کس صفحهاش (گناهش) را برای ما آشکار کند، ما کتاب خداوند عز و جل را بر او برپا میداریم
هیچ مسلمانی نیست که مصیبتی به او برسد و آنچه را خدا به آن امر کرده است، بگوید: {إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ} [بقره: ۱۵۶] (همانا ما از آنِ الله هستیم و به سوی او بازمیگردیم)، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا (خداوندا، مرا در مصیبتم پاداش ده و برایم بهتر از آن را جایگزین کن)
مرا با دنیا چه کار؟ مَثَلِ من در دنیا، تنها مانند سواری است که زیر درختی سایه میگیرد، سپس کوچ میکند و آن را رها میسازد
الله متعال می فرماید: محبت من برای کسانی که به خاطر من با يکديگر دوستی و همنشينی می کنند و به خاطر من به ملاقات هم می روند و به خاطر من، به يکديگر بذل و بخشش می نمايند، واجب شده است.
اما بعد؛ به الله سوگند، من از اين اموال به برخی از مردم می دهم و به برخی هم نمی دهم؛ اما نزد من کسانی که سهمی به آنها نداده ام، از کسانی که سهمی به آنها داده ام، محبوب ترند.
در ميان امت های پيش از شما شخصی بود که نود و نُه نفر را کشته بود؛ آنگاه به جستجوی داناترين فرد آن سرزمين پرداخت؛ راهبی را به او نشان دادند. نزد وی رفت و گفت: نود و نه نفر را کشته است. آيا راهی برای توبه دارد؟ راهب پاسخ داد: «خير». پس او را هم کشت.
در هيچ غزوه ای جز غزوه ی تبوک، از همراهی با رسول الله صلى الله عليه وسلم تخلف نکردم؛ البته در غزوه ی بدر نيز شرکت نداشتم. و هيچيک از کسانی که در بدر حضور نداشتند، سرزنش نشدند.
مردم مانند معادن طلا و نقره هستند؛ آنان كه در جاهليت بهترين مردم بودند، در اسلام نيز بهترين مردم هستند، البته به شرطی که شناخت و دانش دينی داشته باشند. و ارواح مانند سپاهيان و دسته های گوناگون يک سپاه هستند؛ آنها که يکديگر را بشناسند (و ويژگی های يکسانی داشته باشند)، با هم الفت می گيرند و آنها که يکديگر را نشناسند، از هم دور می شوند و با هم اُنس نمی گيرند.
وقتی روز قيامت فرا می رسد، الله متعال به هر مسلمانی يک يهودی يا نصرانی می دهد و می فرمايد: اين عوض و بلاگردان تو از آتش دوزخ است.
هر مالی که به يکی از بندگانم عنايت کرده ام، حلال است. همانا من همه ی بندگانم را مسلمان و بر راه راست آفريدم؛ اما شيطان ها نزد آنها آمده و آنان را از دين شان منحرف می کنند.
من بر امتم از دو چیز می ترسم: قرآن و شیر؛ اما در رابطه با شیر (مردم) به چراگاه ها رفته و به دنبال لذت های خود می افتند و نمازها را ترک می گویند؛ و اما در رابطه با قرآن، منافقان آن را فرا گرفته تا به وسیله ی آن با مؤمنان مجادله نمایند.
هرکس الله متعال او را از شرّ پاره گوشت ميان دو فکش و همچنین از شرّ پاره گوشت ميان دو پايش حفاظت کند، وارد بهشت می شود.
بهشت و دوزخ با هم گفتگو کرده و هریک دلایل خود را ارائه داد؛ بهشت گفت: ضعیفان و فقیران وارد من می شوند؛ و دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران وارد من می شوند. آنگاه الله متعال به دوزخ فرمود: تو عذاب من هستی که به وسیله ی تو از هر که بخواهم انتقام می گیرم؛ و به بهشت فرمود: تو رحمت من هستی که به وسیله ی تو به هرکس بخواهم رحم می کند.
سوگند به ذاتی که جان محمد در دست اوست، من اميدوارم که شما نصف بهشتيان باشيد؛ زيرا کسی جز مسلمان وارد بهشت نمی شود. شما نسبت به مشرکان، مانند موی سفيدی در پوست گاوی سياه هستيد؛ يا مانندِ مويی سياه در پوست گاوی سرخ موی.
بهشتيان، غرفه های - ساير بهشتيان - را در بهشت، آن گونه می بينند که شما ستارگان را در آسمان مشاهده می کنيد.
كَانَ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ بِهِ جُرْحٌ، فَجَزِعَ، فَأَخَذَ سِكِّينًا فَحَزَّ بِهَا يَدَهُ، فَمَا رَقَأَ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: بَادَرَنِي عَبْدِي بِنَفْسِهِ، حَرَّمْتُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ». «در میان کسانی که پیش از شما بودند، مردی بود که زخمی داشت، پس بیتابی کرد و کاردی برداشت و با آن دست خود را برید. پس خون بند نیامد تا اینکه مرد. الله تعالی فرمود: بندهٔ من در گرفتن جانش بر من پیشی گرفت، من بهشت را بر او حرام کردم
ای ابوسعید، هر کس به الله به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان پیامبر راضی باشد، بهشت بر او واجب میشود
لَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَنَاجَشُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَانًا
به کسی که پایینتر از شماست بنگرید، و به کسی که بالاتر از شماست ننگرید؛ زیرا این کار سزاوارتر است برای آنکه نعمت خدا بر خودتان را کوچک و حقیر نشمارید
به راستی رستگار شد کسی که اسلام آورد، و به اندازهٔ کفایت روزی داده شد، و الله او را به آنچه به وی عطا کرده، قانع گردانید
هر کس از شما در حالی صبح کند که در بدنش سالم، در میان خانواده و راهش ایمن، و غذای روزش را داشته باشد، پس گویی که دنیا برای او گرد آمده است
همانا برای مؤمن در بهشت، خیمهای از یک مرواریدِ توخالی است که طول (ارتفاع) آن شصت میل است. مؤمن در آن همسرانی دارد که بر آنان دور میزند و برخی از آنان برخی دیگر را نمیبینند
خداوند تبارک و تعالی فرمود: برای بندگان صالحم چیزهایی آماده کردهام که نه چشمی دیده، و نه گوشی شنیده، و نه بر قلب بشری خطور کرده است
همانا قبر، اولین منزل از منزلگاههای آخرت است، پس اگر [کسی] از آن نجات یابد، آنچه پس از آن است آسانتر از آن است، و اگر از آن نجات نیابد، آنچه پس از آن است، سختتر از آن است
همانا اولین گروهی که وارد بهشت میشوند، بر صورت ماه [کامل] شب بدر هستند. سپس کسانی که پس از آنان میآیند، بر [صورت] درخشانترین ستارهٔ مرواریدگون در آسمان از نظر روشنایی هستند. نه ادرار میکنند و نه مدفوع، نه آب دهان میاندازند و نه بینی پاک میکنند. شانههایشان از طلاست، و عرقشان مشک است، و مجمرهایشان (عودسوزهایشان) از چوب عود هندی است، و همسرانشان حورالعین هستند. همگی بر خلقت یک مرد، بر صورت پدرشان آدم، با قدی به بلندیِ شصت ذراع در آسمان هستند
هر کس خود را از کوهی پرت کند و به این وسیله خود را بکشد، او در آتش دوزخ [نیز] پیوسته خود را [از بلندی] پرت میکند و برای همیشه در آن جاودان خواهد بود
هفت گروه هستند که الله تعالی در روزی که هیچ سایهای جز سایهٔ او نیست، آنان را در سایهٔ خود قرار میدهد