هرکس درحالی به دیدار الله برود که چیزی را با او شریک نیاورده باشد، وارد بهشت میشود و کسی که به دیدار او برود درحالیکه به او شرک آورده، وارد دوزخ میشود
هرکس برای من آنچه بین فکها و پاهایش هست [یعنی دهان و شرمگاه] را تضمین کند [که با آن دو مرتکب گناه نمیشود] بهشت را برای او تضمین میکنم
از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ بیشترین چیزی که مردم را وارد بهشت میکند پرسیده شد؛ ایشان فرمودند: «تقوای الله و اخلاق نیک
روز قيامت مردی را میآورند و در دوزخ میاندازند که رودههايش پاره میشود و او مانند الاغی که به دور آسياب میچرخد، پيرامون آن میگردد
این سنگی بود که از هفتاد سال پیش در دوزخ انداخته شده بود و همچنان در دوزخ فرود میآمد تا آنکه [اکنون] به قعر آن رسید
نزد سعيد بن جبير بودم که گفت: چه کسی از شما ستاره ای را دید که ديشب سقوط کرد؟ گفتم: من. سپس گفتم: من مشغول نماز خواندن نبودم بلکه عقربی مرا نيش زده بود.
در بهشت صد درجه وجود دارد که الله متعال آن را برای مجاهدانِ راه خود مهیا کرده است و فاصله ی هر درجه با درجه ی ديگر، به اندازه ی فاصله ی بين زمين و آسمان می باشد.
هرکس يك جفت از يك چيز (مانند دو درهم يا دو اسب يا دو شتر و امثالِ آن) انفاق کند، از دروازه های بهشت ندا داده می شود: ای بنده ی الله، اين نتيجه ی کار خير است. هرکس اهل نماز باشد، از دروازه ی نماز و هرکس اهل صدقه باشد، از دروازه ی صدقه و هرکس اهل جهاد باشد، از دروازه ی جهاد فرا خوانده می شود.
همانا آسانترین عذاب در میان اهل آتش از آنِ کسی است که دو کفش و دو بند کفش از آتش دارد، که از [حرارت] آن دو، مغزش چنان به جوش میآید که دیگ به جوش میآید. [او] چنان میپندارد که هیچکس عذابی شدیدتر از او ندارد، در حالی که بیتردید او آسانترین عذاب را دارد
آيا به شما از کسی خبر بدهم که بر آتش دوزخ حرام است يا از کسی که آتش دوزخ بر او حرام می باشد؟ آتش دوزخ بر هر مسلمانِ خوش برخورد، باوقار، نرم خو و آسان گير حرام است.
آتش برخی از دوزخيان را تا دو قوزک پاهای شان فرا می گيرد و عده ای را تا زانوهای شان و گروهی را تا کمرهای شان و برخی را تا شانه های شان.
روز قيامت درحالی دوزخ آورده می شود که هفتادهزار افسار دارد و با هر افساری، هفتادهزار مَلَک هستند که آن را می کِشند.
(روز قیامت) در وسط جهنم پلی را نصب می کنند که بر آن خارهایی چون خارهای سعدان است، سپس به مردم دستور می دهند تا از آن عبور کنند، برخی به سلامتی عبور می کنند و نجات می یابند؛ برخی زخمی می شوند اما در نهایت نجات می یابند، برخی نیز گرفتار شده و در جهنم واژگون می شوند.
منادی ندا میدهد: نعمت صحت و سلامتی برای شما خواهد بود و هیچگاه بیمار نمیشوید؛ نعمت زندگی و حیات جاودان برای شما خواهد بود و هیچگاه نمیمیرید؛ و نعمت جوانی همیشگی برایتان خواهد بود و هرگز پیر نمیشوید؛ و ناز و نعمت برای شما خواهد بود و هرگز طعم درد و رنج را نخواهید چشید
الله متعال خطاب به بهشتيان میفرمايد: ای بهشتيان؟ آنان میگويند: گوش به فرمانیم ای پروردگار ما، آمادهی خدمتيم. پس میفرمايد: آيا راضی هستيد؟ میگويند: چرا راضی نباشيم درحالیکه تو به ما چیزهایی ارزانی داشتهای که به هيچيک از مخلوقاتت عنايت نکردهای؟
بهشتيان صاحبان غرفه هایی را که بالاتر از آنان قرار دارند، مانند ستاره ای درخشان می بينند که در دوردست، در کرانه ای از شرق يا غرب آسمان سوسو می زند و اين به خاطر تفاضلی است که در ميان آنها وجود دارد.
دو گروه از دوزخيان هستند که آنها را نديدهام: گروهی که تازيانههايی چون دُم گاو با خود دارند و با آن مردم را میزنند. و زنانِ پوشیده و در عین حال لختی [از راه درست و از مسير اطاعت پروردگار] منحرف هستند و ديگران را نيز به انحراف و فتنه میکشانند
ای گروه زنان، صدقه بدهید، زیرا من شما را بیشترین اهل آتش دیدم.» گفتند: ای رسول خدا، به چه دلیل؟ فرمودند: «زیاد نفرین میکنید و از همسرانتان ناسپاسی میکنید. من کسی را ندیدهام که با وجود کاستی در عقل و دین، در ربودن عقل یک مرد هوشیار و دوراندیش، تواناتر از یکی از شما (زنان) باشد
من آخرين فرد دوزخی را که از دوزخ بيرون می آيد و آخرين فرد بهشتی را که وارد بهشت می شود، می شناسم؛ مردی است که بر روی زمين می خزد و از دوزخ بيرون می آيد. الله - عز وجل - به او می فرمايد: برو و واردِ بهشت شو. او به سوی بهشت می رود و تصور می کند که بهشت پُر است. پس باز می گردد و می گويد: پروردگارا، بهشت را پُر يافتم.
«آيا برای ديدن خورشيد نیم روز، در يک روز آفتابی دچار مشکل می شوید؟» گفتند: خیر. فرمود: «آيا برای ديدن ماه شب چهارده در یک شب صاف و بدون ابر دچار مشکل می شوید؟».
به بهشت سر زدم و ديدم که بيشتر بهشتيان فقرا هستند؛ و به دوزخ سر زدم، ديدم که بيشتر دوزخيان را زنان تشکیل می دهند.
بهشت و دوزخ با هم بگومگو کردند؛ دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران در من جای دارند. و بهشت گفت: مردم مستضعف و مستمند در من جای دارند.
بر دروازه ی بهشت ايستادم؛ بيشترِ کسانی که واردِ بهشت می شدند، فقيران و مستمندان بودند و ثروتمندانِ بهشتی را نگه داشته و هنوز اجازه ی ورود نداده بودند.
اگر مؤمن از مجازاتی آگاه بود که نزد الله است، هيچکس در بهشت طمع نمی کرد و اگر کافر از رحمتی آگاه بود که نزد الله است، هيچکس از بهشت پروردگار نااميد نمی شد.
بهشت و دوزخ بر من عرضه شد و هرگز [صحنهای] مانند امروز، در [نشان دادنِ اوجِ] خیر و شر ندیده بودم. و اگر آنچه را من میدانم، شما میدانستید، هرآینه کم میخندیدید و بسیار میگریستید
بهشت و دوزخ با يکديگر مجادله کردند؛ پس دوزخ گفت: من به جباران و متکبران اختصاص داده شده ام. و بهشت گفت: مرا چه شده که فقط افراد ضعيف و حقير و ساده، وارد من می شوند؟
دو باغ وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس نقره هستند. و دو باغ ديگر وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس طلا می باشند؛ و در بهشت عدن بين مردم و نگاه کردن آنها به پروردگارشان چیزی جز ردای كبريايی بر صورتش وجود ندارد.
در بهشت درختی است که سوارکار بر اسبی ورزیده، تندرو و تیزپا، صد سال [در سایهٔ آن] میراند و آن را به پایان نمیرساند
هیچ مسلمانی نیست که سه فرزندِ نابالغش بميرند، مگر اینکه الله متعال به لطف رحمت خويش بر فرزندانِ آن شخص، او را وارد بهشت می گرداند.
زنی به خاطر گربه ای که آن را زندانی کرده بود تا اینکه (گربه) مرد، عذاب داده شد و به اين سبب وارد دوزخ گرديد. (چون وقتی گربه را زندانی کرد) نه به او آب داد و نه غذا و نه آزادش کرد که از جانوران زمين - شکار کند و - بخورد.
وقتی روز قيامت فرا می رسد، الله متعال به هر مسلمانی يک يهودی يا نصرانی می دهد و می فرمايد: اين عوض و بلاگردان تو از آتش دوزخ است.
هر مالی که به يکی از بندگانم عنايت کرده ام، حلال است. همانا من همه ی بندگانم را مسلمان و بر راه راست آفريدم؛ اما شيطان ها نزد آنها آمده و آنان را از دين شان منحرف می کنند.
هرکس الله متعال او را از شرّ پاره گوشت ميان دو فکش و همچنین از شرّ پاره گوشت ميان دو پايش حفاظت کند، وارد بهشت می شود.
بهشت و دوزخ با هم گفتگو کرده و هریک دلایل خود را ارائه داد؛ بهشت گفت: ضعیفان و فقیران وارد من می شوند؛ و دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران وارد من می شوند. آنگاه الله متعال به دوزخ فرمود: تو عذاب من هستی که به وسیله ی تو از هر که بخواهم انتقام می گیرم؛ و به بهشت فرمود: تو رحمت من هستی که به وسیله ی تو به هرکس بخواهم رحم می کند.
سوگند به ذاتی که جان محمد در دست اوست، من اميدوارم که شما نصف بهشتيان باشيد؛ زيرا کسی جز مسلمان وارد بهشت نمی شود. شما نسبت به مشرکان، مانند موی سفيدی در پوست گاوی سياه هستيد؛ يا مانندِ مويی سياه در پوست گاوی سرخ موی.
بهشتيان، غرفه های - ساير بهشتيان - را در بهشت، آن گونه می بينند که شما ستارگان را در آسمان مشاهده می کنيد.
ای ابوسعید، هر کس به الله به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان پیامبر راضی باشد، بهشت بر او واجب میشود
همانا برای مؤمن در بهشت، خیمهای از یک مرواریدِ توخالی است که طول (ارتفاع) آن شصت میل است. مؤمن در آن همسرانی دارد که بر آنان دور میزند و برخی از آنان برخی دیگر را نمیبینند
خداوند تبارک و تعالی فرمود: برای بندگان صالحم چیزهایی آماده کردهام که نه چشمی دیده، و نه گوشی شنیده، و نه بر قلب بشری خطور کرده است
همانا اولین گروهی که وارد بهشت میشوند، بر صورت ماه [کامل] شب بدر هستند. سپس کسانی که پس از آنان میآیند، بر [صورت] درخشانترین ستارهٔ مرواریدگون در آسمان از نظر روشنایی هستند. نه ادرار میکنند و نه مدفوع، نه آب دهان میاندازند و نه بینی پاک میکنند. شانههایشان از طلاست، و عرقشان مشک است، و مجمرهایشان (عودسوزهایشان) از چوب عود هندی است، و همسرانشان حورالعین هستند. همگی بر خلقت یک مرد، بر صورت پدرشان آدم، با قدی به بلندیِ شصت ذراع در آسمان هستند