ویژگی‌های اخلاقى پيامبر صلى الله عليه و سلم

54فهرست احادیث 14زیر شاخه‌ها

فهرست احادیث 54

بیشترین چیزی که از آن بر شما بیمناک هستم، شرک اصغر است». گفتند: ای رسول خدا، شرک اصغر چیست؟ فرمود: «ریا
يا الله، هرکس مسؤوليتی در امتم بر عهده گرفت و بر آنها سخت‌گيری نمود، بر او سخت بگير و هرکس مسؤوليتی در امتم عهده‌دار شد و با آنها مدارا کرد، تو نيز بر او آسان بگير
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ خوش اخلاق‌ترین مردم بود
اخلاق پیامبر -صلی الله علیه وسلم- قرآن بود
هرگز پیامبر صلى الله عليه وسلم را نديدم که در خنديدن آنقدر زياده‌روی کند که زبان کوچک‌شان ديده شود؛ بلکه فقط تبسم می‌کرد
آیا دربارهٔ دجال به شما حدیثی نگویم که هیچ پیامبری به قومش نگفته باشد؟ او کور و یک چشم است و با خود چیزی مانند بهشت و دوزخ می‌آورد
حیای پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از دختر باکره در پرده‌نشین بیشتر بود، پس اگر چیزی را می‌دید که ناپسندش می‌دانست، اثر آن را در چهره‌اش احساس می‌کردیم
شبی رسول الله صلى الله عليه وسلم نماز عشاء را به تاخير انداخت؛ پس عمر رضى الله عنه آمده و گفت: ای رسول خدا، وقت نماز است؛ زنان و بچه ها خوابيده اند؛ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی از خانه خارج شد که قطره های آب از سرش می چکید و فرمود: اگر بر امتم سخت نمی بود، آنها را دستور می دادم این نماز را در این ساعت بخوانند.
مثال من و شما، مانند مردی است که آتشی برافروزد و ملخ ها و پروانه ها خود را در آن بيندازند و او مانع آنها شود؛ من نيز کمربند هريک از شما را می گيرم تا شما را از آتش (دوزخ) بازدارم؛ ولی شما از دست من فرار می کنيد.
رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ سخاوتمندترين مردم بود و در رمضان، هنگامی که جبريل ـ عليه السلام ـ ملاقاتش می‌کرد، از هر زمانی بخشنده‌تر می‌شد
کسی نزد آنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم محبوب تر نبوده است با این همه، هرگاه او را می دیدند بر نمی خاستند چون می دانستند این کار را ناپسند می داند.
الله متعال زمين را برای من جمع نمود و من سرزمين های مشرق و مغرب را ديدم. و پادشاهی امت من تا همان جايی می رسد که برايم جمع شد. و دو گنج سرخ و سفيد به من داده شد.
هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم سخنی می گفت، آن را سه بار تکرار می کرد تا سخنش فهميده شود و هنگامی که نزد گروهی می رفت و به آنها سلام می گفت، سلامش را - حدّاکثر - سه بار تکرار می نمود.
چه بسا رسول الله صلى الله عليه وسلم دوست داشت عملی را انجام دهد، ولی از ترس اينکه مردم نيز به آن عمل کنند و بر آنان فرض شود، آن را ترک می کرد.
برخی اوقات که به نماز می ايستم، می خواهم آن را طولانی بخوانم؛ ولی در اثنای نماز صدای گريه ی کودکی به گوشم می رسد، لذا نمازم را کوتاه می کنم تا مبادا (نماز طولانی برای) مادرش سخت و دشوار باشد.
با رسول الله صلى الله عليه وسلم قدم می زدم و ايشان ردائی نجرانی دارای حاشيه ای ضخيم به تن داشت؛ که مردی باديه نشين به ایشان رسيد و ردایش را به سختی كشيد.
آنچه نزد من باشد، آن را ذخيره نمی كنم. ولی هركس از خواستن اجتناب كند، خداوند او را از خواستن بی نياز می سازد. و هركس اظهار بی نيازی كند، خداوند او را بی نياز می سازد. و هركس صبر پيشه سازد، خداوند به او صبر نصيب خواهد كرد؛ و به هيچكس نعمتی بهتر و فراخ تر از صبر عنايت نشده است.
روپوش مرا به من بدهيد؛ اگر به اندازه ی اين خارها، دام و شتر می داشتم، آن را ميان شما تقسيم می کردم و آنگاه می دانستيد که من بخيل، دروغگو و ترسو نيستم.
او را به حالِ خود رها کنيد و يک سطل آب بر محل ادرارش بريزيد؛ شما مأموريت يافته ايد که آسان بگيريد، نه اینکه سخت بگیرید.
رسول الله صلى الله عليه وسلم هرگز هيچ چيزی يا هيچ زن يا خدمتکاری را به دست خويش نزد؛ مگر زمانی که در راه الله جهاد می کرد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم دستش را بر صورتم کشید و برای من دعا کرد. عَزْرَة می گوید: ابوزید صد و بیست سال زنده بود درحالی که تنها چند موی سفید در سر داشت.
زنی از نظر عقلی مقداری مشکل داشت، وی گفت: يا رسول الله، من به کمک شما نیاز دارم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ای مادر فلانی، ببین تا در هريک از کوچه های مدينه می خواهی، نیازت را برآورده کنم».
چه بسا رسول الله صلى الله عليه وسلم دوست داشت عملی را انجام دهد، ولی از ترس اينکه مردم نيز به آن عمل کنند و بر آنان فرض شود، آن را ترک می کرد. به همين دليل نماز چاشت را نمی خواند؛ ولی من همواره آن را می خوانم.
رسول الله صلى الله عليه وسلم عسل و هر چیز شيرين را دوست داشت؛ و هنگامی که از نماز عصر برمی گشت، نزد همسرانش می رفت و با آنان شوخی نموده و ملاعبه می کرد. روزی نزد حفصه دختر عمر رفت و بيش از حد معمول نزد او ماند.
آنها (در مورد این مال) دو گزينه پيشِ روی من گذاشتند که: با رفتار و گفتار بد آن را از من بگیرند يا مرا بخيل بخوانند؛ درحالی که من بخيل نيستم.
من خوابيده بودم که اين مرد شمشيرم را از نيام بيرون کشيد؛ پس بيدار شدم و ديدم که شمشيرِ برهنه را در دست گرفته است؛ به من گفت: چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟ سه بار گفتم: الله.
آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم برای تو طلب آمرزش نمود؟ گفت: بله. و برای تو نیز همچنین. سپس این آیه را تلاوت کرد: «وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ» [محمد: 19] «و برای گناه خویش و [گناهِ] مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه».
رسول خدا صلی الله علیه و سلم هرگز میان دو کار مخیر نشدند، مگر آنکه آسان‌ترینِ آن دو را برگزیدند، تا زمانی که گناه نبود؛ پس اگر گناه بود، ایشان دورترینِ مردم از آن بودند
ایشان نه زشت‌گو بودند و نه به زشت‌گویی تظاهر می‌کردند و نه در بازارها اهل داد و فریاد بودند، و بدی را با بدی پاسخ نمی‌دادند، بلکه عفو و گذشت می‌کردند