صحابه

38فهرست احادیث 3زیر شاخه‌ها

فهرست احادیث 38

شما را به تقوای خدا سفارش می‌کنم، و به شنیدن و فرمان بردن، هرچند برده‌ای بر شما فرمانروایی کند. زیرا هر کس از شما پس از من زنده بماند، اختلاف فراوانی خواهد دید. پس بر شماست پایبندی به سنت من و سنت خلفای راشدینِ هدایت‌یافته
بدانید که من به درگاه الله خودداری می‌کنم که از میان شما خلیلی (دوستی بسیار صمیمی) داشته باشم زیرا الله تعالی مرا خلیل خود برگزیده است، چنانکه ابراهیم را خلیل خود برگزید
شما را به تقوای الله و گوش سپردن و اطاعت کردن امر می‌کنم حتی اگر [امیرتان] برده‌ای حبشی بود؛ و پس از من اختلافی شدید خواهید دید، پس بر شما لازم است که به سنت من و سنت خلفای راشدین هدایت‌شده پایبند باشید
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ انصار فرمود: «لَا يُحِبُّهُمْ إِلَّا مُؤْمِنٌ، وَلَا يُبْغِضُهُمْ إِلَّا مُنَافِقٌ، مَنْ أَحَبَّهُمْ أَحَبَّهُ اللهُ وَمَنْ أَبْغَضَهُمْ أَبْغَضَهُ اللهُ»: «جز مؤمن آنان را دوست نمی‌دارد و جز منافق از آنان کینه به دل نمی‌گیرد. هرکه آنان را دوست بدارد، الله دوستش می‌دارد و هرکه آنان را دشمن بدارد، الله او را دشمن می‌دارد
این پرچم را به مردی خواهم داد که الله و پیامبرش را دوست دارد و الله فتح را به دستان او محقق خواهد نمود
یاران مرا دشنام ندهید. چون اگر یکی از شما به اندازهٔ کوه احد طلا انفاق كند، با یک یا نصف مدّی كه اصحاب من انفاق می‌کنند، برابری نمی‌کند
هرگز مردی که در [غزوهٔ] بدر و [صلح] حدیبیه حضور داشته است، وارد آتش [دوزخ] نخواهد شد
رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم به ابوبکر و عمر فرمودند: «هذان سَيِّدا كُهُول أهل الجنة من الأوَّلِين والآخِرين إلا النبيِّين والمرسلين» یعنی: «این دو، سَرور و آقای میانسالانِ (کُهول) بهشتی از اولین و آخرین هستند، به جز پیامبران و فرستادگان
نزد او برو و به او بگو که تو از اهل دوزخ نیستی بلکه از اهل بهشتی
اين (سعد بن معاذ) کسی است که برای مرگش عرش الله به لرزه درآمد و دروازه های آسمان گشوده شد و برای تشييع جنازه اش، هفتادهزار ملک شرکت داشتند. (ولی با وجود اين همه مناقب و فضائل) لحظه ای قبر او را بهم فشرد و بلافاصله رها کرد.
ای امير مؤمنان، الله متعال به پيامبرش صلى الله عليه وسلم فرموده است: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»: «عفو و گذشت (در پيش) بگير و به کار نيک و پسنديده فرمان بده و از جاهلان روی بگردان». و اين شخص نيز از جاهلان است.
مردمانی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدند و گفتند: مردانی را با ما بفرست تا به ما قرآن و سنت بیاموزند. رسول الله صلى الله عليه وسلم هفتاد مرد از انصار را نزدشان فرستاد که به آنان «قُرّاء» (قاريان) گفته می شد و دايی ام حرام نيز با آنان بود.
شبی اُسید بن حُضَیر در محل خشک کردن خرماهايش قرآن تلاوت می کرد؛ ناگهان اسبش شروع به دست و پا زدن کرد. اسيد به خواندنش ادامه داد، باز هم اسب دست و پا زد. بار ديگر اسيد شروع به خواندن نمود. باز هم اسب دست و پا زد. اسيد می گويد: سرانجام ترسيدم که اسب فرزندم يحيی را زير دست و پا بگيرد. لذا برخاستم و بسوی اسب رفتم. ناگهان بالای سرم چيزی مانند سايبان ديدم که اشيایی مانند چراغ در آن وجود داشت و به اندازه ای در فضا بالا رفت که ديگر آن را نديدم.
در روز جنگ اُحُد، دو زره بر تن رسول الله صلی الله علیه وسلم بود؛ چون خواست بالای صخره برود، نتوانست؛ پس طلحه را نشاند و او را پله کرد و از صخره بالا رفت. زبير می گويد: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنيدم که فرمود: «طلحه با اين کارش بهشت را بر خود واجب کرد».
همانا من می‌دانم که تو سنگی بیش نیستی، نه زیان می‌رسانی و نه سود، و اگر ندیده بودم که پیامبر صلی الله علیه و سلم تو را می‌بوسند، تو را نمی‌بوسیدم
بهترینِ شما، قرنِ من هستند، سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند، سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند