عَنْ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ:
أَنَّهُ جَاءَ إِلَى الحَجَرِ الأَسْوَدِ فَقَبَّلَهُ، فَقَالَ: إِنِّي أَعْلَمُ أَنَّكَ حَجَرٌ، لاَ تَضُرُّ وَلاَ تَنْفَعُ، وَلَوْلاَ أَنِّي رَأَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُقَبِّلُكَ مَا قَبَّلْتُكَ.
المزيد
از عمر رضی الله عنه روایت است که:
«ایشان به نزد حجرالاسود آمدند و آن را بوسیدند، سپس فرمودند: «همانا من میدانم که تو سنگی بیش نیستی، نه زیان میرسانی و نه سود، و اگر ندیده بودم که پیامبر صلی الله علیه و سلم تو را میبوسند، تو را نمیبوسیدم».