دسته‌بندی: فقه و اصول . جنايات .

عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:
«لَنْ يَزَالَ المُؤْمِنُ فِي فُسْحَةٍ مِنْ دِينِهِ، مَا لَمْ يُصِبْ دَمًا حَرَامًا».

[صحيح] - [رواه البخاري] - [صحيح البخاري: 6862]
المزيــد ...

از ابن عمر رضی‌الله‌عنهما روایت است که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند:
«لَنْ يَزَالَ الْمُؤْمِنُ فِي فُسْحَةٍ مِنْ دِينِهِ، مَا لَمْ يُصِبْ دَمًا حَرَامًا». یعنی: «مؤمن پیوسته در گشایشی از دینِ خود قرار دارد، تا زمانی که [دستش] به خونِ حرامی آغشته نشود».

[صحیح است] - [به روایت بخاری] - [صحیح بخاری - 6862]

شرح

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم خبر داده‌اند که مؤمن همواره در گشایش و وسعتی از اعمال صالح و امید به رحمت، آمرزش و عفو خداوند قرار دارد. اما هرگاه انسانی را که کشتنش حرام است به قتل برساند، اعمالش بر او تنگ می‌شود؛ زیرا [اعمال نیکش] در برابر بارِ سنگین و گناه بزرگ قتل، کفایت نمی‌کند.

از نکات این حدیث

  1. بزرگیِ [گناهِ] قتل ناحق و قتل عمد، زیرا این کار مؤمن را از گشایش در دین به سوی تنگی خارج می‌کند.
  2. خون‌های حرام چهار دسته‌اند: ۱- خون مسلمان، که بزرگترینِ آنهاست. ۲- خون ذمی، و آنان یهودیان و نصرانیانی هستند که در سرزمین اسلام بر دین خود باقی مانده و به پرداخت جزیه و پذیرش احکام اسلام پایبند شده‌اند. ۳- خون معاهد، و آنان کافرانی در سرزمین خودشان هستند که میان ما و آنان صلحی برقرار است که نه ما با آنان می‌جنگیم و نه آنان با ما. ۴- خون مستأمِن، و او کافر حربی‌ای است که میان ما و او نه پیمان ذمه و نه عهدی وجود دارد، اما ما در زمانی مشخص از سوی ولی امر یا نایبان او، به وی امان داده‌ایم تا وارد سرزمین مسلمانان شود.
مشاهده ترجمه‌ها
زبان: انگلیسی اندونزیایی بنگالی بیشتر (31)
طبقه‌بندی‌ها